shro_kardan_sakht_ast_zig_ziglar

شاید این جمله از "زیگ زیگلار" برایتان آشنا باشد: لازم نیست بهترین باشید تا شروع کنید، کافیست شروع کنید تا بهترین باشید.

تفاوت افراد موفق و ناموفق در همین جمله کاملاً مشهود است. افراد موفق افرادی ریسک پذیر هستند. آن‌ها در لحظه فکر می‌کنند و سپس اقدام می‌کنند. در کل آنها شروع کننده‌های خوبی هستند.

اما انسان‌های ناموفق دنباله رو افراد موفق هستند. آن‌ها همیشه شروعی برای شروع موفقیت انسان‌های موفق هستند.

صبر، تلاش و کوشش لازمه‌ی یک شروع موفق است. اگر بتوانید در این مسیر مقاومت کنید، به طور حتم مسیر موفقیت برای شما هموارتر از قبل خواهد شد. شروع باید بتواند مسیر زندگی شما را تغییر دهد وگرنه تغییر در زندگی همه وجود دارد. اما تغییری که زندگی را متحول کند کم است.

اما واقعاً چرا شروع سخت است؟

در لحظه‌ی شروع هر کاری افکار مختلفی به ذهن خطور می‌کند. افکاری که می‌تواند مسیر زندگی را تغییر دهد. از جمله اینکه

آیا این کار به درد من می خوره؟

نکنه شکست بخورم؟

حتماً این بار هم مثل دفعه‌ی قبل شکست می‌خورم.

نمی دونم، شاید هم موفق شدم.

خیلی‌ها تو همین کار شکست خوردن.

و ...

کافی هست که یه مقدار افکارتون رو تغییر دهید. اون موقع هست که زندگی برایتان گلستان خواهد شد.

تیم "کافه نیاز" در این مقاله به شما خواهد آموخت که چرا شروع کردن برای بعضی‌ها سخت است. این مقاله نکته‌هایی را به شما می‌آموزد که بتوانید مثل افراد موفق یک شروع طوفانی داشته باشید.

با ما همراه باشید ....

1. همه کاره و هیچ کاره

hame-kare-hich-kare

اولین دلیلی که می‌تواند شروع کردن را سخت کند این است که مردم عادت دارند که چندین مهارت داشته باشند اما از هیچ کدام به صورت کامل استفاده نمی‌کنند. در کل مردم دوست دارند که شاخه به شاخه کنند. تمایل افراد از فراگیری هر فن و مهارتی تنها وقت تلف کردن است و از هیچ کدام هم درآمدزایی نمی‌کنند.

به طور مثال هم لوله کشی می‌کند، هم نجاری، هم برقکاری، هم تعمیر یخچال، هم تعمیر بخاری و متأسفانه فقط تعمیرکار شخصی خودشان هستند ولی درآمدزایی خاصی ندارند.

زمانی که ندانید که در این جامعه چه کاره هستید به هیچ عنوان نمی‌توانید کاری را شروع کنید و شروع کردن در این مواقع سخت‌ترین لحظه برای این اشخاص است.

سعی کنید روی یک فن و مهارت که توانایی و استعداد آن را دارید تمرکز کنید. این توانایی و استعداد شما است که موفقیت را برای شما به همراه می‌آورد.

2. بی هدف بودن

bi-hadaf-bodan

هدفتان از یادگیری یک فن و مهارت خاص چیست؟

این است که فقط وقت گذرانی کنید یا این که با یادگیری آن به درآمد برسید؟

متأسفانه بیشتر مردم نمی‌دانند که چرا به دنبال یادگیری یک مهارت می‌روند و این دلیلی بر بی هدف بودن این اشخاص است. فقط چون دیگران رفته‌اند و موفق شده‌اند آنها هم می‌روند. اما به این نکته توجه نمی‌کنند که شاید این اشخاص توانایی و علاقه به این کار داشته‌اند.

نداشتن هدف و نداشتن یک برنامه‌ی مصور شما را از مسیر زندگی دور می‌کند. بیشتر مردم کاری را انجام می‌دهند که نه علاقه‌ای به آن دارند و نه استعداد و توانایی به آن. 90 درصد موفقیت‌ در کسب و کار به توانایی و مهارت و صد البته به علاقه بستگی دارد.

چه بسا کسب و کارهایی که با علاقه شروع به کار کرده‌اند و بهترین موفقیت‌ها را کسب کرده‌اند. اما در این میان هدفگذاری در کسب و کار مهمترین مورد است. اگر علاقه داشته باشید اما هدفگذاری نکنید و ندانید که رقبای شما چه کسانی هستند و چقدر از بازار هدف شما را قبضه کرده‌اند به جایی نخواهید رسید.

تحلیل رقبا در هدفگذاری بسیار مهم است، این مورد را جدی بگیرید.

3. سنگ بزرگ نشانه‌ی نزدن است

anjame-karha-ba-ham

بعضی مواقع اگر کاری را شروع نکنیم بهتر از شروع کردن آن است. همیشه به ما گفته‌اند اگر می‌خواهید کاری را شروع کنید تصمیم‌های بزرگ داشته باشید. اما داشتن تصمیم‌های بزرگ با اهداف بزرگ کاملاً فرق می‌کند. تمام تصمیم‌ها در ذهن است اما اهداف همان تصمیم‌هایی است که روی برگه‌های کاغذ یادداشت می‌کنید.

فرض کنید تصمیم گرفته‌اید که هنرهای رزمی را یاد بگیرید. از همین فردا شروع می‌کنید تمام کلاس‌های رزمی از کونگ فو، کاراته، تکواندو، بوکس، بوکس تایلندی، بوکس چینی و ... را ثبت نام می‌کنید. تمام فیلم‌های بروسلی، جکی چان، تونی جا، ژان کلود و ... را می‌بینید. کتاب‌های زیادی درباره هنرهای رزمی می‌خوانید. هر روز تمرین می‌کنید و همه تکنیک‌ها را با هم انجام می‌دهید اما هیچکدام را یاد نمی‌گیرید.

در اینجاست که می گویند: "سنگ بزرگ نشانه‌ی نزدن است". فهمیدن این موضوع که به نتیجه نمی‌رسید آن قدر هم سخت نیست. اگر قرار است که با انجام کاری در آن استاد باشید فقط باید روی یک کار تمرکز داشته باشید نه روی چند کار.

4. دیگران شما را از انجام کاری منصرف می‌کنند

monsaref-shodan

این شایع‌ترین نوع شروع نکردن یک کار است. هنوز کاری را شروع نکرده‌اید شخصی از راه می‌رسد و با افکار و صحبت‌های منفی که دارد شما را نا امید از زندگی و روزگار می‌کند.

به طور مثال سعی کرده‌اید که مکالمه زبان انگلیسی را یاد بگیرید. حتی قیمت تمام کلاس‌ها را هم پرسیده‌اید. اما همین که می‌خواهید ثبت نام کنید یکی از دوستانتان با تمام افکار منفی که دارد دقیقاً بُرجک شما را نشانه می‌گیرد و می‌گوید: تو می خوای انگلیسی صحبت کنی؟ میدونی چقدر سخته؟ من خودم دو سال رفتم حتی نمی تونم یک کلمه هم صحبت کنم.

همین صحبت‌ها کافی است تا شما هم شروع نکرده، منصرف شوید و سخت‌تر از آن این است که بخواهید با تمام افکار دوست خود مقابله کنید و کلاس‌های خود را شروع کنید.

5. خودتان را با دیگران مقایسه نکنید

moghayese-nakardan

به جرأت می‌توان گفت که بزرگترین مانع در شروع نکردن مقایسه کردن است. این مانع بسیار بزرگی است. اگر بتوانید این مانع را از سر راه بردارید می‌توانید یک شروع طوفانی داشته باشید.

به طور مثال به خودتان می گویید: حتماً پدر و مادرم، برادرم رو بیشتر از من دوست دارند چون نمره هاش بهتر از منه و بهترین دانشگاه هم قبول شده.

اما در صورتی که این طوری نیست. چون برادرت بهتر درس خونده است مزد زحماتش رو هم گرفته و این تصور در شما ایجاد شده و اجازه نمی‌دهد که شما هم مثل برادرتان درس خواندن را به صورت جدی دنبال کنید.

یکی از معظلات روزمره ما همین مقایسه کردن است. اگر امروز دوست شما مکالمه زبان انگلیسی بلد است حتماً دو سال درس خوانده و زحمت کشیده که به اینجا رسیده و ربطی به سواد و استعداد ندارد. دوست شما قبلاً زحمتش رو کشیده و الان مزدش را گرفته.

شما هم می‌توانید مکالمه را یاد بگیرید به شرط اینکه دست از مقایسه کردن بردارید و فقط شروع کنید.

سخن آخر

با توجه به تمام مواردی که در بالا ذکر شد، شروع کردن به هیچ عنوان سخت نیست، این ما هستیم که آن را سخت می‌گیریم. اگر تصمیم گرفته‌اید که اهداف خود را دنبال کنید باید از همین امروز سعی و تلاش کنید و شروع کنید.

شروع و رسیدن به هر هدفی تنها با اولین تصمیم‌های شما امکان پذیر است.