شوخی با ضمیر ناخودآگاه ممنوع

شما مایل هستید جزء کدام دسته باشید؟

دسته اول کسانی هستند که اگر بهترین امکانات لازم را داشته باشند اما باز هم خود را بدشانس ترین شخص در کل تاریخ می خواند و در کل این افراد منفی نگر هستند و باید از این افراد منفی گرا دوری کرد. چون این اشخاص در همه حال منتظر اتفاقات بد هستند.

دسته دوم اشخاصی هستند که در بدترین شرایط زندگی نیمه پر لیوان را در نظر می گیرند و همیشه منتظر اتفاقات خوب در زندگی روزمره هستند. حالا انتخاب با شماست.

اگر شما دسته ی اول را انتخاب کنید باید این نکته را بدانید به هر آنچه که فکر کنید اتفاق می افتد، خواه مثبت و خواه منفی و متأسفانه در دسته ی اول این مورد بسیار دیده می شود. این گروه اشخاصی هستند که همه چیز را به شانس و تقدیر بودن ربط می دهند و در صورتی که اصلاً این طور نیست. شانسی در کار نیست. شانس را خود انسان با اعمال و رفتار و همچنین افکاری که دارد می سازد.

اگر آگاهانه دسته ی دوم را انتخاب کرده اید با توجه به بازخورد افکار مثبت شما، ذهن ناخودآگاه شما شروع به کار می کند و بهترین شرایط و بهترین افراد را بر سر راه شما قرار می دهد. ذهن ناخودآگاه شما قدرت باورنکردنی دارد که تمام افکار شما را به جسم های قابل دیدن، مبدل می کند. پس حواستان باشد به چه چیزی فکر می کنید. اگر مایل هستید اتفاق خوبی در زندگی روزمره شما بیفتد پس همین الان افکار منفی را از ذهنتان دور کنید.

تیم "کافه نیاز" در این مقاله مایل است به شما توضیح دهد که چرا نباید با ضمیر ناخودآگاه شوخی کنید و کوچکترین نوع برخورد بد با این ضمیر سرکش تاوان سختی را برای شما به همراه خواهد داشت.

با ما همراه باشید ....

تفاوت ضمیر هوشیار و نیمه هوشیار

تفاوت ضمیر هوشیار و نیمه هوشیار

ضمیر هوشیار ما همان مسائلی است که روزانه به آن فکر می کنیم و با توجه به اختیاری که در دست ماست این موارد را کنترل می کنیمبر عکس آن ضمیر ناخودآگاه یا نیمه هوشیار کنترل کردنش بسیار سخت است. اگر کارهایی را به طور مداوم و روزانه انجام دهید به عادت تبدیل می شود و این عادت تبدیل به باور شما می شود.

این باورها هستند که مثل سیمان و زنجیر به ذهن ناخودآگاه ما می چسبند و جدا کردن آنها کاری بسیار سخت استذهن و ضمیر ناخودآگاه، از یک سری باورهاى خاص تشکیل شده، باورهایی که به مرور با افکار ساخته می شود. اگر به این ذهن ناخودآگاه افکار مثبت بدهیم، خروجی آن مثبت است و متقابلاً اگر ورودی منفی باشد، خروجی هم منفی است. واقعیت زمانی اتفاق می افتد که شما آن را باور کنید. اگر باورتان این باشد که روزی ثروتمند می شوید و به این باورتان ایمان قلبی داشته باشید و در کنارش تلاش هم کنید مطمئن باشید که این اتفاق خواهد افتاد.

اما نکته مهم این است که جایگزین کردن باورهای منفی با مثبت به یک باره امکان پذیر نخواهد بود. این کار فوق العاده سختی است. این کار ممکن ماهها و در بعضی مواقع سالها طول می کشد. چون همان طور که در بالا ذکر شد، این باورها از کودکی با ما همراه بوده و مثل سیمان به ذهن ناخودآگاه ما می چسبند.

تغییر باورها چگونه امکان پذیر است؟

تغییر باورها چگونه امکان پذیر است؟

برای تغییر این باورهای سمی یک راه عالی وجود دارد. البته ارائه این راه هم منوط به شرایطی است که حتماً باید ایمان قلبی به خودتان داشته باشیدمی توانید بیست و یک روز با جملات مثبت تاکیدی با خودتان صحبت کنید. روزهای ابتدایی ذهن مقاومت می کند و ممکن است که گفتن این جملات سخت و در بعضی مواقع مضحک به نظر بیاید. اما همین که شروع به کار کردید، این جملات مثبت تاکیدی روی ذهن ناخودآگاه شما تاثیر مستقیم می گذارد و کم کم این باورهای سمی از ذهن شما خارج می شود.

سعی کنید هر وقت افکار منفی به سراغتان آمد با تلقین های مثبت آن را خارج کنید. تغییر افکار، تغییر زندگی را برای شما رقم خواهد زد.

از خودتان بپرسید که من چه باورهای سمی دارم؟

آیا شما مراقب و مواظب افکاری که ضمیر نیمه هوشیارتان می دهید هستید؟

مطمئن باشید که تنها رمز موفقیت در این عرصه از زندگی رویاپردازی مثبت و داشتن باورهای خوب است.

سخن آخر

ضمیر ناخودآگاه یکی از قدرتمندترین ضمیرهایی است که شناخته شده و هر حرف شوخی و جدی می تواند به ضرر شما تمام شود. پس هرگز حتی به شوخی هم که شده خودتان را فقیر و بدبخت نخوانید.

از همین الان شروع کنید، هیچ وقت دیر نیست. انتخاب با شماست و سعی کنید هرگز با ضمیر ناخودآگاهتان شوخی نکنید.

این فایل صوتی را به صورت آنلاین گوش دهید