mokalemeh-daroni

افکار منفی زمانی به سراغ انسان هایی می آید که مستعد دریافت آن باشد. اگر خسته و درمانده باشید، اگر بی پول و فقیر باشید، اگر هدفی در زندگی نداشته باشید، اگر مسئولیت های زیادی بر سرتان آوار شده باشد، اگر قسط و بدهکاری و بدبختی و خیلی چیزهای دیگر را هر روز به چشم خودتان ببینید، یعنی مستعد این هستید که به مرور زمان افکار منفی تمام وجودتان را فرا بگیرد و زندگی را برایتان سخت و دشوار کند.

مکالمات درونی انسان از جایی شروع می شود که خودتان پذیرفته اید که بدبخت و بیچاره و بی پول و فقیر هستید و فقط کافی است این افکار به ذهنتان خطور کند، از آن بعدش کنترل تمام زندگیتان را همین ضمیر درونی به دست می گیرد و اجازه حرکت کردن را از شما می گیرد.

اما تفاوت انسان های موفق و ناموفق از همین جا شکل می گیرد. جایی که انسان های موفق همیشه شاد و خوشحال و مثبت اندیش اند و به تمام مشکلات زندگی و کاری لبخند می زنند و انسان های ناموفق هم از همیشه ناراحت تر و افسرده ترند و به دنبال این هستند تا مشکلات و بدبختی هایشان را به گردن دیگران بیندازند.

اشخاص موفق با همین مثبت اندیشی هایشان توانسته اند اعتماد به نفسی فوق العاده کسب کنند و همین اعتماد به نفس باعث شده که سلامت جسمی شان را تحت الشعاع خودشان قرار دهد. اشخاص موفق شاید ذاتاً مثبت اندیش نبوده اند اما این عادت خوب را در خودشان پرورش داده اند. آنها این را می دانند که با مثبت اندیشی و کنترل کردن مکالمات درونی خودشان به چه جاهایی که نخواهند رسید.

تیم "کافه نیاز" در این مقاله مایل است چند نکته ی ساده اما کاربردی را بیان کند تا با رعایت آنها به راحتی بتوانید مکالمات درونی تان به خصوص آنهایی که منفی هستند را تحت کنترل خودتان قرار دهید.

با ما همراه باشید ....

نکته ی اول: کارهایی انجام دهید که مورد علاقه تان باشد

در این مورد هیچ شکی نیست که انجام کارهایی که مورد علاقه ی انسان است باعث می شود تا سختی و ناملایماتی که در این راه به وجود می آید را تحمل کند. سختی ها و مشکلات باعث می شود تا مکالمات درونی منفی راهی برای ورود به ذهن تان باز کنند و تمام زندگی تان را تحت کنترل خودشان داشته باشند.

به طور مثال فرض کنید یک دفتر نمایندگی بیمه ی عمر دارید و چند مدتی هست که هیچ مشتری ندارید. اما این مورد باعث نشده تا ذهنتان به سمت افکار منفی گرایش پیدا کند و مکالمات درونی منفی زهرشان را بریزند به خاطر به کارتان علاقه دارید. به همین دلیل یا بیشتر صبر می کنید تا مشتری به دست بیاورید و یا خودتان به سمت مشتری حرکت می کنید و اگر باز هم نشد به جای آن سعی می کنید مقداری از کارتان دوری کنید.

این دوری کردن به این معنا نیست که آن را کنار بگذارید بلکه اینگونه است که چند مدتی به مسافرت بروید و حال و هوایی عوض کنید و بعد با قدرت کامل برگردید و شروع به کار کنید. این طور مواقع انگیزه ها دو برابر و در کنارش تلاش ها هم دو برابر می شود و به طور حتم جبران این چند مدت دوری را هم خواهید کرد.

نکته ی دوم: جایگزین کردن مکالمات درونی منفی با مکالمات مثبت

این مورد شاید یک مقدار سخت باشد اما شدنی است. شاید تصورتان این باشد که در تقدیر و سرنوشت تان این را نوشته که باید سختی بکشید تا به درآمد برسید. اگر این تصور و باورتان باشد باید به آن احترام بگذارید چرا که خودتان انتخاب کرده اید که اینطوری زندگی کنید یعنی سختی بکشید و به سختی هم پول در بیاورید.

همین مکالمات درونی به مرور زمان باورهایی را برایتان رقم می زند که به مانند سیمان و بتن به ذهنتان می چسبد و کَندن و بیرون انداختن آن فوق العاده سخت و دشوار خواهد بود. به جای اینکه منفی نگری کنید و با خودتان به صورت منفی صحبت کنید سعی کنید فوراً این افکار را با افکار مثبت جایگزین کنید.

به طور مثال فرض کنید قرار است از یک بانک وام بگیرید. این را می دانید که این بانک، بانک خیلی شلوغی است، خیلی از اشخاص مانند شما در نوبت دریافت وام هستند، متصدی بانک خیلی خوش اخلاق نیست، باید خیلی در نوبت بمانید تا وامتان را دریافت کنید.

همین افکار پایه ریز این مورد است که مکالمات درونی منفی به سراغتان بیاید و شما را از گرفتن وام منع کند. مثلاً به شما می گوید:

* بدبخت خیلیا تو نوبت هستن تو حالا حالاها وام بهت نمیرسه

* کسایی که 6 ماه پیش نوبت گرفتن نتونستن وامشونو بگیرن اون وقت تو میخوای بگیری

* این متصدی بانکه خیلی بداخلاقه فکر نمیکنم به این زودیا باهات راه بیاد و بهت وام بده

* این بانک سود وامش از تمام بانک های دیگه بیشتره بدبخت میشی اگر وام بگیری

* نمیتونی وامتو پرداخت کنید چون درصد سودش زیاده

قطعاً این افکار منفی زندگی تان را مختل می کند و اجازه نمی دهد قدم از قدم بردارید. به جای این افکار و مکالمه های درونی که هیچ ارزشی ندارند سعی کنید با خودتان اینگونه صحبت کنید:

* اگه رفتم و متصدی بانک با خوش رویی بهم گفت فلان موقع بیا برا وام چی؟

* اگه رفتم و خیلی زود تا یک ماه دیگه واممو دادن چی؟

* اگه خیلیا از گرفتن وامشون پشیمون شدند و نوبت به من رسید چی؟

* اگه درصد وامشون خیلی پایین بود چی؟

به کار بردن این نوع مکالمات درونی می تواند ضمیر درونی تان را به مرور زمان آماده ی پذیرش افکار مثبت آن هم به صورت همیشگی و دائمی کند. پس به جای اینکه ناامید و درمانده شوید و مدام با فرکانس افکار منفی همسو شوید، افکار مثبت را جایگزین این افکار کنید.

نکته ی سوم: در هنگام شروع مکالمات درونی مثبت، صبور باشید

goftegoye-daroni

قطعاً مثبت فکر کردن کاری سخت و دشوار است به خاطر همان بحث ذهن انسان که به صورت ذاتی به سمت افکار منفی گرایش دارد. اما این مورد ارزشش را دارد که مقداری صبر و حوصله داشته باشید و به صورت مداوم تمرین کنید تا بتوانید این ندای سرکش منفی نگر را تحت کنترل خودتان داشته باشید.

به طور حتم همان روزهای اول سختی این مورد را درک خواهید کرد و در برخی موارد ممکن است به همان دایره ی راحتی خودتان برگردید اما به جان خریدن این مورد و تمرین کردن می تواند اثرات مثبت و سازنده ای را در جسم و جان و آینده ی کاری شما رقم بزند.

شاید به یک باره نتوانید شخصی مثبت نگر باشید اما به مرور زمان این مثبت اندیشی و همین مکالمات درونی مثبت، اثراتش را نشان خواهد داد و جنگیدن با افکار منفی تغییرات زیادی را در زندگیتان به وجود خواهد آورد.

نکته ی چهارم: برای کنترل مکالمات درونی از قدم های کوچک شروع کنید

به یک باره کنترل کردن مکالمات درونی منفی برای شخصی که سالهاست منفی فکر کرده کار خیلی سختی خواهد بود. اما همین عادت زشت را می توان با برداشتن قدم های ساده و کوچک به بهترین عادت تبدیل کرد. باید این را بدانید که این عمل شما زمان بر هست یعنی باید وقت تان را روی این کار بگذارید تا بهترین تأثیر را برداشت کنید.

اولین قدم این است که آن بخشی از زندگی تان که بیشترین حمله های افکار و مکالمه های منفی به آنجا صورت می گیرد را شناسایی و از همین قسمت با گفتن تلقین های رگباری شروع به صحبت کردن به صورت مثبت با ضمیر درونی تان بکنید. اولین قدم همیشه سخت ترین قدم هم هست اما اگر بزرگترین قسمت زندگی تان را با افکار مثبت احاطه کنید به طور حتم بخش های دیگر خیلی راحت تر تغییر خواهند کرد.

قدم بعدی این است که هرگاه افکار منفی به سراغتان می آیند و ذهنتان را درگیر خودشان می کنند و یا مکالمه های درونی منفی به سراغ شما آمدند خیلی سریع این افکار را از ذهنتان بیرون کنید و آن را با افکار مثبت جایگزین کنید. به خودتان بگویید درست است که در فلان کار شکست خوردم اما آیا با سرزنش کردن چیزی درست می شود؟ آیا به جای سرزنش کردن می توان راهی به وجود آورد که این شکست به سمت موفقیت هدایت شود یا خیر؟ جواب دادن به این سوالات می تواند زندگی تان را متحول کند.

سخن آخر

تغییر عادت های بد شاید کار سختی باشد اما غیر ممکن نیست. با کمی صبر و تمرین و با به کار بردن تکنیک های ساده می توانید به راحتی مکالمات درونی تان را کنترل کنید. این کاری است که خیلی از افراد موفق و ثروتمند دنیا آن را انجام داده اند و به نتیجه های بزرگی دست پیدا کرده اند.