shekast-khordan

شاید این جمله برایتان آشنا باشد: هر شکست پلی است برای رسیدن به موفقیت.

تصوراتی که خیلی از ما انسان ها از شکست داریم این است که با شکست تمام سرمایه و دار و ندار زندگیمان به تاراج می رود و این بر گرفته از ندای درونی و مکالمات درونی آن هم به صورت منفی است. مکالمات درونی ما تنها جایی هستند که شکست ها و موفقیت ها را پایه ریزی می کنند و در اصل این شکست ها و موفقیت ها از درون انسان شروع می شود.

انسان ها به خاطر همین تصوراتی که در ذهن دارند شکست های سنگینی را متحمل می شوند تا جایی که همه چیز را تمام شده تصور می کنند و چاره ای ندارد که شکست را قبول کند. این شکست ها تأثیرات روحی زیادی را به زندگی شخصی این افراد وارد می کند و ناامید و درمانده از همه جا به جای اینکه از این شکست ها درس بگیرد و تجربه کسب کند، شکست را پایان کار خود می داند.

اما همه ی ما می دانیم که شکست، تنها در ذهن انسان به وجود می آید. یعنی ما تصور می کنیم که شکست می خوریم و بدبخت می شویم، ما تصور می کنیم که با شکست همه چیز تمام شده است، ما تصور می کنیم که با یک یا چند بار شکست خوردن، می میریم. سعی کنید عینک های خوش بینی را از روی چشمانتان بردارید و برای هر کاری که انجام می دهید حداقل چند درصد احتمال شکست خوردن بدهید. این احتمال ها باعث می شود تا قبل از اینکه کاری را شروع کنید درصد شکست خوردن را بررسی و راه هایی برای جلوگیری از به وجود آمدن این شکست ها پیدا کنید.

تیم "کافه نیاز" در این مقاله قصد دارد چند نکته را در مورد شکست بیان کند که برخی افراد تصور می کنند اگر شکست بخورند همه چیز تمام شده است و با یک بار شکست خوردن، می میرند.

با ما همراه باشید ....

نکته ی اول: برای شروع هر کاری باید روحیه ی ریسک پذیری و خطر پذیری داشته باشید

تمام استارت آپ ها، تمام کارآفرینان موفق، تمام افراد موفق و تمام افراد ثروتمند این روحیه و عادت خوب را در خودشان پرورش داده اند که به جای اینکه شکست را قبول کنند، به سمت شکست خیز بردارند و به نوعی به این ترس شان مقابله و در اصل به جای شکست خوردن، شکست خوردن را شکست دهند.

همه ی ما انسان ها این را می دانیم که اگر بخواهیم به یک انسان موفق در زمینه ی کاری خود تبدیل شویم باید ریسک پذیر و خطر پذیر باشیم. اگر قرار بر این است که کاری را انجام دهیم که موفقیت کمی در آن وجود دارد پس در اصل ریسکی در آن نیست و یکی از مهمترین و بارزترین ویژگی های یک شخص موفق و ثروتمند این است که از شکست خوردن استقبال می کند و می داند با یک یا چند بار شکست خوردن، نمی میرد.

اشخاصی که موفق هستند همان افرادی هستند که می دانند کارهایی که در کسب و کارشان انجام می دهند یعنی خطر کردن و هر خطر یک ریسک مربوط به خودش را دارد و هر کدام می تواند به شکست منتهی شود. اما با این وجود باز هم دست از خطر کردن بر نمی دارند چون می دانند که در پشت همین خطرها، موفقیت منتظر در آغوش گرفتن آنهاست.

یکی از تفاوت های افراد موفق و ناموفق در همین موضوع خلاصه می شود. یعنی افراد موفق هم فکر خطر کردن را می کنند و هم فکر به اجرا در آوردن آن. اما افراد ناموفق به صورت ذهنی تصور می کنند که باید خطر کنند اما در همین بین است که ضمیر ناخودآگاه و ندای درونی آنها شروع به فعالیت می کند و شکست خوردن را به آنها دیکته می کند که اگر کاری را به مرحله ی اجرا در بیاورند، شکست می خورند و بدبخت می شوند.

نکته ی دوم: اگر در کاری شکست خوردید، این شکست پایان کار نیست

shekast

یکی از دلایلی که شکست به وجود می آید زمانی است که می خواهید فعالیتی را به مرحله ی اجرا در بیاورید اما در این مرحله اگر تحلیل خوبی از رقبایتان نداشته باشید به طور حتم شکست خواهید خورد. بررسی و تحلیل رقبا در این مرحله به شما می گوید که رقبایتان چه اشخاص یا کسب و کارهایی هستند، چه اندازه قدرت دارند، چه اندازه شهرت دارند، چه اندازه مشتری دارند، تا چه اندازه محبوبیت دارند و خلاصه اطلاع نداشتن از این مرحله می تواند شکست را به شما هدیه کند.

اما نکته ی مهمی که در این مرحله می بایستی مورد توجه قرار داد این است که شکست خوردن خیلی مهم نیست بلکه مهم این است که تصور نکنید اگر شکست خوردید پایان همه چیز است. اگر شکست را پایان کار بدانید یک شکست خورده ی واقعی هستید.

ادیسون زمانی که لامپ را اختراع کرد 1000 بار شکست خورد اما هرگز در این مسیر متوقف نشد و همچنین هیچگاه نگفت من 1000 بار شکست خورده ام بلکه همیشه می گفت: من متوجه شدم که این 1000 راهی که رفته ام اشتباه بوده است.

دقیقاً باید مانند ادیسون و خیلی از افراد موفق دنیا عمل کنید و به سمت شکست خیز بردارید. آنها هیچگاه به خودشان اجازه نداده اند که با چند بار شکست خوردن همه چیز تمام شده است و یا آنها را از رسیدن به اهدافشان منصرف کند. شکست جزئی از زندگی و کسب و کار شماست. اگر با این تصور وارد کاری شوید که می دانید شکست می خورید قطعاً شکست خواهید خورد اما اگر بدانید که شکست می خورید و از آن سو دست از تلاش بر ندارید، آن موقع است که هر شکست پایان کار برای شما نخواهد بود و بر عکس پلی خواهد بود برای رسیدن به موفقیت.

نکته ی سوم: مسئولیت تمام کارهایتان را بر عهده بگیرید

این مرحله دقیقاً مرحله ای است که خیلی از اشخاص ناموفق در آن غوطه ور هستند. این اشخاص تمام شکست ها، بدبیاری ها، شرایط اقتصادی، کاهش فروش، کاهش مشتری، از دست دادن مشتری و خیلی از مسائل دیگر را بر گردن شرایط و اوضاع نابسامان اقتصادی و یا رقبا می اندازند. در اصل این اشخاص با این کار توپ را در زمین دیگران می اندازند تا بلکه مقداری از رنج این سختی ها و شکست هایی که خورده اند، کاسته شود.

شکست از جایی شروع می شود که شما مسئولیت کارهایتان را بر گردن دیگران بیندازید و شانه خالی کردن از آن باعث می شود تا این شکست ها بارها و بارها تکرار شود. اگر این عادت بد را تغییر ندهید مطمئن باشید در هر کاری شکست خواهید خورد. چه توقعی دارید که با امروز و فردا کردن و به تأخیر انداختن کارهایتان هم شکست نخورید و هم موفق شوید؟

کسی که امروز این عادت بد نپذیرفتن مسئولیت کارها را در خودش پرورش داده این عادت به مرور زمان به باورهای وی تبدیل می شود و هرگاه در کاری شکست خورد آن را به گردن دیگران می اندازد، به هیچ عنوان نمی تواند مزه ی موفقیت را بچشد. به جای اینکه شکست ها را به گردن دیگران بیندازید آن را ریشه یابی کنید، تحلیل کنید و ببینید این شکست ها مربوط به کدام اشتباه تان است.

اگر در این مسیر شکست ها را ریشه یابی نکنید به طور حتم به مرور زمان به این نتیجه می رسیم که شخصی بازنده، شکست خورده و بی کفایت هستیم و این مورد تا جایی پیش خواهد رفت که انگیزه ها برای ادامه و پیش بردن کارها از بین خواهد رفت و همین شکست ها بالاخره شما را خواهد کُشت مگر اینکه مسئولیت شکست هایتان را بر عهده بگیرید.

سخن آخر

تمام شکست ها و موفقیت تحت کنترل شخص است به شرط اینکه هرگز قبل از شروع کاری فکر شکست نکند و از همه مهمتر مسئولیت تمام کارها و فعالیت هایش را برعهده داشته باشد. مطمئن باشید با یک با دو بار شکست خوردن نمی میرید و هیچ چیز تغییر نمی کند مگر اینکه خودتان از درون تغییر کنید و این می تواند ریشه ی اصلی تمام شکست ها باشد.