3-factore-bazaryabi-va-forosh

به طور حتم فروش از اصلی ترین قسمت های راه اندازی هر کسب و کاری از فیزیکی گرفته تا اینترنتی می باشد و هر کسب و کاری سعی می کند بهترین نیروهایش را در تیم فروش قرار دهد تا میزان فروشش نسبت به رقبا بیشتر باشد.

اما تا زمانی که ارتباط خوبی با مشتری برقرار نکنید فروشتان یک فروش معمولی و به صورت عادی خواهد بود. همه چیز طبق این قانون در حال تغییر است. یعنی هر چه این ارتباط قوی تر باشد به طبع فروش هم بیشتر خواهد بود. مشکل مشتری در حقیقت مشکل شما هم هست. تصور نکنید با راه اندازی یک کسب و کار فقط می توانید به دریافت سود بیشتر فکر و مشتری برایتان اهمیتی ندارد.

بر عکس در این طور مواقع مشکل مشتری، مشکل شما هم هست و باید با جان و دل آن را حل کنید. چرا که این مشتری است که حقوق شما و کارمندانتان را پرداخت می کند و اگر وی از شما خرید نکند، به طور حتم ورشکست خواهید شد. پس سعی کنید با بهترین ارتباط هایی که با مشتریان خود برقرار می کنید، بیشترین سودها را هم نصیب خود کنید.

تیم "کافه نیاز" در این مقاله ی کوتاه قصد دارد سه فاکتور مهم در بازاریابی و فروش را که وابسته به هم هستند و بیشترین سودها را هم نصیب هر کسب و کاری می کند، بیان کند. به طور حتم یادگیری این سه فاکتور پیشرفت چشمگیری را برای شما و کسب و کارتان به همراه خواهد داشت.

با ما همراه باشید ....

فاکتور اول: مشاور کسب و کار باشید نه فقط یک فروشنده

moshavere-forosh

برقراری یک ارتباط دوستانه با مشتریان می تواند پیشرفت کسب و کارتان را تضمین کند. در این اینجا ارتباطی که شما با مشتریان برقرار می کنید مثل این است که مانند یک مشاور کسب و کار عمل می کنید. یعنی هر آنچه را که می دانید که اگر مشتری در کسب و کارش پیاده کند به سودش خواهد بود، به وی آموزش دهید.

مشتری این مشاوره ها را می بیند و در ذهنش حک می شود. یعنی وقتی مشتری می بیند که این شخص فروشنده در اصل فروشنده نیست و مانند یک مشاور دلسوز در زمینه ی کسب و کارش به وی کمک می کند خیلی احساس خوشحالی و رضایت می کند تا اینکه بخواهد فقط محصولاتش را به وی بفروشد.

در دنیای رقابت بین شما و رقبایتان، شخصی پیروز و برنده است که بهترین کیفیت کاری را در اختیار مشتریان قرار دهد و از همین ترفند کاملاً ساده اما کاربردی می توانید محصولات و خدمات بیشتری را به آنها بفروشید و بیشترین سودها را نصیب خودتان کنید. یعنی به جای اینکه به فکر سود بیشتر باشید به فکر برقراری ارتباط آن هم از طریق مشاوره دادن به مشتریان باشید. به همین سادگی.

فاکتور دوم: مهارت های فروش را به کارمندان خود بیاموزید

این مورد هم از نکاتی اساسی و اصلی در فروش محسوب می شود. کارمند هر چه قدر هم که در برقراری ارتباط خوب عمل کند اما هیچ مهارتی برای نهایی کردن فروش نداشته باشد به طبع انگار هیچ کاری نکرده و فقط وقت خودش و مشتری را تلف کرده است.

مدیران باید این را بدانند که این کارمندان هستند که به صورت مستقیم با خریداران در ارتباط هستند و هر چه اطلاعات و مهارت های فروش آن ها بیشتر باشد به طبع سود بیشتری را هم نصیب شما و کسب و کارتان خواهد کرد. پس این مدیران باید هر آنچه را که در مورد مذاکره، فروش و نهایی کردن فروش می دانند به کارمندان خود یاد دهند و اگر وقت این کار را ندارند سعی کنند کلاس های آموزشی برقرار کنند تا کارمندان این مهارت ها را یاد بگیرند.

فاکتور سوم: دادن پیشنهادهای وسوسه انگیز به مشتری

مشتری در هر خریدی به دنبال این است که یا تخفیف بگیرید و یا اینکه پیشنهادی وسوسه انگیز به وی داده شود تا خرید نهایی شود و اگر پیشنهادی دریافت نکند به راحتی می گوید: "خب ما میریم یه دوری میزنیم و اگر چیزی پیدا نکردیم دوباره بر می گردیم". این یعنی یا از محصول یا از نحوه ی اطلاعاتی که در اختیارش قرار داده اید و یا چون پیشنهادی به وی نداده اید از خرید منصرف شده است و از این به بعدش بر عهده ی شخص فروشنده است تا با دادن یک پیشنهاد وسوسه انگیز این معامله را نهایی کند.

کاری که فروشنده در این طور مواقع باید انجام دهد این است که بعد از دادن اطلاعات سوالی را از خریدار بپرسد که نظرش را به سمت خرید عوض کند. به طور مثال بگویید: آیا سوال دیگه ای دارید که بتونم جواب بدم؟ یا آیا تونستم به تمام سوالات تون به خوبی جواب بدم؟ و اگر جواب مثبت بود سریعاً بگویید: می خواید برای یک بار هم که شده این محصول رو امتحان کنید؟

اگر مشتری در این طور مواقع به گونه ای جواب داد که انگار هیچ مشکلی ندارد به راحتی ذهنش را ببرید سمت خرید و بگویید: پس اگر مشکلی ندارید می خواید در مورد نحوه خرید و اینکه چطوری می تونید هزینه ها را پرداخت کنید صحبت کنیم؟

اینگونه سوالات یعنی دادن پیشنهاد فروش. احتیاجی نیست که کار خیلی بزرگی انجام دهید. همین که این سوالات را به گونه ای بپرسید که مشتری را به سمت نهایی کردن فروش ببرید یعنی اینکه به وی پیشنهاد وسوسه انگیزی ارائه داده اید و جالب اینجاست که مشتری هم در بیشتر مواقع این پیشنهادتان را قبول می کند.

برخی فروشنده ها هم یک سوال جالب از خریداران خود می پرسند که در بیشتر مواقع هم منتهی به فروش می شود. این فروشنده ها می پرسند: اگر از این محصول خوشتون اومده خب چرا نمی خریدش؟ این نوع سوال کردن ها باعث می شود تا مشتری خرید را انجام دهد و صد البته در افزایش فروش هم تأثیر زیادی خواهد داشت.

سخن آخر

این 3 فاکتوری که ارائه شد به نوعی در نهایی کردن فروش خیلی تأثیرگذار خواهد بود و تمام این ها به یکدیگر ارتباط دارند. یعنی شما نمی توانید بدون ارتباط برقرار کردن به مشتری پیشنهاد بدهید و یا ارتباط برقرار کنید اما هیچ پیشنهاد وسوسه انگیزی به وی ندهید. به هر حال با رعایت این 3 فاکتور به راحتی می توانید در هر مذاکره ی فروشی به بیشتر آمار فروش دست پیدا کنید.