ghodrate-kalamat

ضمیر ناخودآگاه یکی از مکان های رمزآلودی است که قدرتی وحشتناک را در خودش ذخیره کرده است و دقیقاً به مانند کوه آتشفشانی است که آماده ی پرتاب مواد مذاب است. این قدرت چنان زیاد است می تواند به سود شما باشد و یا به ضررتان و یکی از مهمترین فاکتورهایی که تأثیر خیلی زیادی روی این ضمیر ناخودآگاه دارد، همین کلماتی است که شبانه روز با خودتان صحبت می کنید. شاید این جمله را زیاد شنیده باشید:

هر چه کنی به خود کنی           گر همه نیک و بد کنی

همین یک بیت شعر به تمام معنا در مورد قدرت کلماتی که شبانه روز ذهن ما را به خودش درگیر کرده بیان شده است و این نشان می دهد که اگر قدرت کلمات حتی کوچکترین کلمات با بار منفی یا مثبت را دست کم بگیرید می تواند شما را به سمت بدبختی و نکبت بکشاند و یا تضمینی باشد برای موفقیت های پی در پی تان.

هر شخصی روزانه با ضمیر درونی خودش صحبت می کند و نمی داند که چه کلماتی را با چه قدرتی به درون خودش وارد می کند. زمانی که می گویید: "من هیچ مشکلی ندارم و مریض نیستم" در اصل به کائنات می گویید: "من مشکل و مریضی می خواهم". به خاطر اینکه مشکل و مریضی هر دو انرژی منفی دارند و از کلمات منفی هستند.

یا به طور مثال وقتی شخصی را می بینید که دستش شکسته ناخودآگاه به وی می گویید: خدا بد نده. این یعنی طوری در جامعه ی ما قلمداد می شود که انگار خدا برای همه بد می خواهد. در اصل باید به جای این جمله بگویید: خدا سلامتی بده. ولی به خاطر اینکه جمله ی خدا بد نده در زندگی ما بیشتر رواج دارد پس به طبع بیشتر هم از آن استفاده می کنیم و متأسفانه از قدرت کلماتش هم خبر نداریم.

وقتی با خودمان بد صحبت می کنیم در اصل به کائنات دستور داده ایم که تمام بدی های عالم را برای ما بفرستد و جالب اینجاست که توقع داریم همه چیز هم به خوبی پیش برود. وقتی از قدرت کلماتی که به کار می بریم خبر نداریم چه توقعی داریم که این امواج منفی شادی و آرامش را برای ما به ارمغان بیاورد؟ چه توقعی داریم که ضمیر درونی مان را مورد هجوم افکار منفی قرار دهیم و از آن سو منتظر این باشیم که ثروتمند و موفق هم بشویم؟

تمام موفقیت هایی که در دنیا به وجود می آید همه بر اساس همین کلماتی که شبانه روز با خودتان تکرار می کنید. اگر به قدرت این کلمات ایمان بیاورید حتی حاضر نیستید از کلمات منفی در صحبت هایتان استفاده کنید. اگر مدام به خودتان بگویید: من می توانم، من می توانم از عهده ی هر کاری بر بیایم، پس قطعاً می توانید.

شما به صورت 24 ساعته بیشترین صحبت هایی که می کنید با ضمیر ناخودآگاه است. این ضمیر درونی تان است که برنامه ریزی می کند که موفق شوید و یا همیشه شکست خورده باشید. اگر از قدرت کلماتی که استفاده می کنید خبر داشته باشید به طور حتم زندگی برایتان گلستان خواهد شد و دیگر هیچ فکر منفی و شخص منفی در زندگی تان وارد نخواهد شد و روز به روز اعتماد به نفس تان بیشتر و بیشتر خواهد شد.

وقتی شخصی را می بینید که با طراحی یک سایت یا اپلیکیشن به درآمدهای میلیاردی رسیده به راحتی و بدون اینکه از قدرت کلماتی که به زبان می آورید با خبر باشید می گویید: "طرف چقدر خوش شانسه، خوش به حالش، من که از این شانس ها ندارم و هیچوقت هم نمیتونم سایت طراحی کنم چون مهارتش رو ندارم."

مطمئناً گفتن این جملات اعتماد به نفس شما را پایین می آورد و از عهده ی این کار هم بر نخواهید آمد. در این مقاله تیم "کافه نیاز" می خواهد برای شما توضیح دهد که چطور می توانید با این کلمات جمله سازی کنید و چگونه می توانید با قدرتی که از این کلمات دریافت می کنید همه چیز را به سود خودتان تمام کنید.

با ما همراه باشید ....

نکته ی اول: روی توانایی ها و مهارت هایتان تمرکز و در مورد آنها صحبت کنید

کلمه ی "می توانم" یکی از زیباترین کلماتی است که انسان می تواند به کار ببرد و در مورد آن صحبت کند. شاید به جرأت می توان گفت که بیشترین ضربه ای که ما انسان ها از خودمان می خوریم به خاطر این است که آنقدر اعتماد به نفس نداریم که از جمله ی "می توانم" استفاده کنیم و بیشتر دوست داریم مهارت ها و توانایی هایمان را نادیده و دست کم بگیریم.

در این طور مواقع باید سعی کنید در مورد توانایی ها و مهارت هایتان صحبت و از جمله ی "می تونم این کار را انجام بدم"، استفاده کنید. قدرت این جمله آنقدر زیاد است که با یک بار بیان کردن آن به صورت منفی باید 70 بار کسی به شما بگوید: "می تونید این کار را انجام بدید"، تا واقعاً به خودتان بقولانید که این کار شدنی و ممکن است و این نشان دهنده ی این است که قدرت افکار منفی 70 برابر افکار مثبت است.

برای اینکه ضمیر ناخودآگاه تان را تحت کنترل خودتان داشته باشید و به اصطلاح با آن دوست شوید باید سعی کنید مداوم و به صورت رگباری به خودتان بگویید: من میتونم، من میتونم از عهده ی انجامش بر بیایم، من خودمو دوست دارم پس از عهده ی هر کاری بر میام.

تا جایی که می توانید بر داشته ها، توانایی ها و مهارت هایتان تمرکز کنید و هرگز در مورد اینکه نمی توانید کاری را انجام دهید صحبت نکنید حتی اگر نمی توانید این کار را انجام دهید به خاطر اینکه ضمیر ناخودآگاه و کائنات آن چیزی که شما به زبان می آورید را به مانند یک دستور قبول می کند.

نکته ی دوم: از قضاوت دیگران در مورد خودتان نترسید و شجاعانه صحبت کنید

ما انسان ها از اینکه مورد قضاوت دیگران قرار بگیریم واقعاً می ترسیم و در بیشتر مواقع حاضر نیستیم نظر خودمان را رُک و پوست کنده به دیگران منتقل کنیم و با مِن مِن کردن این کار را انجام می دهیم و از کلماتی مانند عذرخواهی می کنم یا ببخشید استفاده می کنیم.

به طور مثال وقتی در جمعی هستیم و در مورد یک مسئله ی مهم صحبت می کنیم با کمی ترس و لرز وسط حرف دیگران می پریم و می گوییم: "عذرخواهی میکنم ببخشید که اینو میگم بی ادبی نباشه یه موقع، ولی شما اشتباه فکر می کنید." تصور شما از گفتن این جملات این است که شخصی مودب هستید اما با این جملاتی که بیان می کنید در اصل بزرگترین ظلم را در حق خودتان کرده اید. به خاطر اینکه می ترسید دیگران در موردتان بد قضاوت کنند اینطوری صحبت می کنید و جالب اینجاست که در برخی موارد هم از همین اظهار نظرها می ترسید و هرگز نظرات خودتان را بیان نمی کنید.

اما شخصی که اعتماد به نفس دارد بدون هیچ ترسی و بدون اینکه نظر دیگران برایش مهم باشد می گوید: شما اشتباه فکر کنید. اینطور اشخاص با اینگونه صحبت کردن ها اعتماد به نفس شان را بالا می برند و بدون ترس تمام نظراتشان را به دیگران تحمیل می کنند چون می دانند که قدرت هر کلمه ای چقدر زیاد است.

نکته ی سوم: جسورانه و محکم قدم بردارید مانند یک شخص موفق و ثروتمند

در مقاله های قبلی به این نکته اذعان کرده ایم که اشخاص موفق و ثروتمند هرگز به خودشان اجازه نمی دهند که افکار منفی به ذهنشان خطور کند چه برسد به اینکه بخواهند در مورد آنها صحبت هم بکنند و در کل از افعال منفی در زندگی شان استفاده نمی کنند. چرا که می دانند ثروتمند شدن و موفق شدن با حرف ها و افعال منفی کاملاً در تناقض است و هرگز شخصی را پیدا نخواهید کرد که منفی نگر باشد و شب و روز از وضعیت جامعه و زندگی بنالد و از آن سو موفق و ثروتمند هم باشد.

یکی از ویژگی های این اشخاص این است که راه رفتنشان مثل اشخاص عادی نیست. این اشخاص خیلی محکم، با جسارت و سر به بالا راه می روند. قدم هایی که محکم و با غرور برداشته می شود نشان از اعتماد به نفس این اشخاص است. افراد ثروتمند و موفق آنقدر روی حرف زدن هایشان دقت می کنند که همین حرف زدن هایشان در تمام وجودشان نمایان شده است حتی در راه رفتنشان و همچنین بر تمام کلماتی که از زبان شان خارج می شود دقت می کنند. چرا که می دانند قدرت هر کلمه ای چقدر است و هر کلمه چه غوغایی می تواند به پا کند.

نکته ی چهارم: زمانی که از شخصی انتقاد می کنید دقیقاً مانند وی می شوید

power-of-words

متأسفانه انسان ها به خصوص انسان های ناموفق طوری بزرگ شده اند که برچسب زدن و عیب گذاشتن روی دیگران برای آنها کار بسیار راحتی است ولی عیب های خودش را هرگز نمی بیند. این اشخاص به راحتی روی دیگران برچسب ها و عیب هایی مانند یک دنده، لجباز، عصبی، ترسو، منفی نگر، زود رنج و خیلی از موارد دیگر را به دیگران نسبت می دهند اما از این خبر ندارند که گفتن همین کلمات که قدرت خیلی زیادی هم دارد باعث می شود تا خودش هم به نوعی شایسته ی داشتن همین برچسب ها می شود.

اگر به شخصی گفتید یک دنده و لجباز به طور حتم در منزل یا محل کارتان در برخی موارد لجبازی می کنید، اگر به شخصی برچسب منفی نگر را زدید مطمئن باشید در بعضی موارد منفی نگرتر از شما کس دیگری را پیدا نخواهید کرد. مطئمن باشید اگر از قدرت این نوع کلمات و برچسب ها خبردار شوید هرگز دیگران را شایسته ی این برچسب ها و عیب ها نمی دانید چرا که کائنات طوری می چرخد که شما شایسته ی همین برچسب ها و عیب ها باشید.

نکته ی پنجم: دیگران را توصیف کنید اما نه با افعال، کلمات و جملات منفی

در بیشتر مواقع به وضوح خواهید دید که نظرات دو نفر با هم یکی نیستند و برخی دیگر به راحتی دیگران را با جملات و کلمات منفی توصیف می کنند که شایسته ی وی نیست و به هیچ عنوان هم از قدرت همین جملاتی که بر زبان می آورد خبر ندارند.

به طور مثال فرض کنید دوست صمیمی تان را بعد از مدت ها در وضعیتی می بینید که یکی از عزیزانش را از دست داده و شما هم می دانید که داغ عزیز دیدن چقدر سخت و دشوار است. یک بار به دوست تان بر می گردید و می گویید: چرا اینقدر تو خودتی و ناراحتی؟ دوستتون هم میگه: مگه نمیبینی به خاطر چی ناراحتم؟

وقتی این جمله را می شنوید ناخودآگاه ضمیر درونی تان شروع به کار می کند و دوست تان را اینطور توصیف می کنید: مرتیکه نفهم، همه داغ عزیز می بینن ولی دلیل نمیشه که دوستشون رو ناراحت کنند و اینطوری جواب بدن. اینطور توصیف کردن ها آن هم با جملات و کلمات منفی باعث می شود از قدرت این کلمات بی خبر باشید و چنان ضربه ای به ضمیر درونی تان بزنید که این ضمیر هم افسار شما را به دست بگیرد و شما را هر جا که می خواهد با خودش ببرد.

به جای این جمله می توانید وی را با کلمات و جملات مثبت توصیف کنید. به طور مثال بگویید: میدونم از دست دادن عزیزان چقدر سخته، منم تو این موقعیت بودم و درکت می کنم. با بیان کردن این جملات به نوعی شما افسار این ضمیر سرکش را در دست گرفته اید و وی را هر کجا می خواهید با خودتان می برید.

نکته ی ششم: هیچ وقت از جمله ی سعی می کنم استفاده نکنید

به جای اینکه جمله ای را به کار ببرید که می دانید هرگز کاری در قبال آن انجام نمی دهید تلاش کنید که اقدام و عمل داشته باشید. به طور مثال دوست تان از شما می خواهد که امروز کاری را برای وی انجام دهید. شما هم به وی می گویید: امروز خیلی کار دارم ولی تا جایی که بتونم سعی می کنم این کار رو انجام بدم.

در اصل با بیان کردن این جمله، شما مُهر انجام ندادن را بر پیشانی دوست تان چسبانده اید و به جای اینکه از این جمله استفاده کنید بگویید: این کار رو انجام میدم. وقتی می گویید انجام میدم یعنی به خودتان تعهد داده اید که این کار را انجام بدهید. اینگونه جملات منفی که با سعی می کنم شروع می شود در اصل قدرت تان را پایین می آورد. همیشه بگویید: انجام میدم. این یعنی اقدام و عمل، نه پشت گوش انداختن کارها.

نکته ی هفتم: از هر مشکلی فرصت سازی کنید

متأسفانه خیلی از ما انسانها از مشکلات فرار می کنیم و هرگز فرصت هایی که روبرویمان هست را نمی بینیم. انسانها به خاطر نوع فیزیکی بدنشان سعی می کنند هم کار راحتی پیدا کنند و هم پول خوبی به دست بیاورند. اما این دو با هم در تناقض است. پس در این طور مواقع باید تنبل بازی را کنار بگذارید و از هر مشکل و فرصتی بهترین و بیشترین بهره را ببرید.

به طور مثال فرض کنید در بانک کار می کنید و از زمانی که پشت میزتان نشسته اید تا زمانی که تایم کاریتان تمام می شود با ارباب رجوع در ارتباط هستید و این کار شماست و باید آن را قبول کنید. برخورد با مشتریان برای هر شخصی سخت و دشوار است به خصوص که برخی از مشتریان هم اعصاب درست و حسابی ندارند. اگر مشتری کوچکترین حرفی به شما بزند ناراحت می شوید و تا پایان وقت کاری اعصابتان خورد است و با همه ی مشتریان بد صحبت می کنید.

به جای اینکه بگویید: این کار لعنتی دیگه اعصابی برام نذاشته، از صب که میام فقط باید با مشتریان فَک بزنم تا وقتی میرم خونه، بگویید: این بهترین فرصت است تا به مدیرم ثابت کنم هر شخصی نمیتونه به اندازه ی من با مشتریان مهروبون باشه. من میتونم توانایی ها و مهارتهامو به دیگرون ثابت کنم و نشون بدم که هیشکی بهتر از من نیست.

تفاوت دو جمله را حس کردید؟ جمله ی اول با آن قدرتی که دارد باعث می شود تا پایان تایم کاری، این شخص اعصابش خورد باشد و نتواند از کارش لذت ببرد اما شخصی که از قدرت کلامش با خبر است سعی می کند با گفتن جملاتی از نوع دوم، بهترین فرصت ها را در همین مشکلات پیش رو ببیند و ایده هایی به ذهنش برسد که به راحتی می تواند راه پیشرفت را برای وی باز کند و این قدرتی است که در گفتار نهفته است.

نکته ی هشتم: تا جای ممکن از گفتن کلمه ی "باید" پرهیز کنید

یکی دیگر از کلماتی که باید در مواقع لزوم از آن استفاده کنید کلمه ی "باید" است. استفاده کردن از این کلمه باعث می شود تا سریعاً دست به کار شوید تا کاری را انجام دهید اما وقتی نتوانید کاری را انجام دهید باعث سرخوردگی و ناراحتی شما می شود.

به طور مثال هدف گذاری کرده اید که تا یک ماه آینده یک مغازه برای راه اندازی کسب و کارتان اجاره کنید و به خودتان اینگونه گفته اید: "من باید تا یک ماه دیگه یه مغازه اجاره کنم وگرنه اسم خودمو عوض می کنم". از قضا سر موعد نمی توانید این کار را انجام دهید به خاطر همین ناراحت می شوید و به خودتان می گویید: من که هدف گذاری کردم پس چرا بهش نرسیدم.

درست است که شما هدف داشته اید اما نحوه ی بیان شما اشتباه است. وقتی از کلمه ی باید استفاده می کنید در اصل خودتان را وادار کرده اید که تا فلان موقع حتماً حتماً باید این کار انجام شود. اما در هدف گذاری کلمه ای به عنوان باید وجود ندارد. اگر این کار سر موعد مقرر و تعیین شده انجام نشد هیچ ایرادی ندارد زمان رسیدن به هدف را تغییر می دهید و به خودتان وقت می دهید که در یک روز دیگر این کار انجام شود.

به طور مثال می گویید: "من تا فلان روز وقت دارم که این مغازه رو اجاره کنم اگر نشد باز هم می گردم و دنبال مغازه ی دیگه ای می گردم". این یعنی هدف گذاری و استفاده درست و صحیح از جملات مثبتی که زندگی شما را تحت الشعاع خودش قرار می دهد.

سخن آخر

تمام زندگی ما وابسته به همین زبانی است که صبح تا شب در دهان ما می چرخد. اگر از جملات مثبت و کلمات مثبت استفاده کردید به طبع کائنات هم آن چیزی را که شما می خواهید آماده می کند و این نشان دهنده ی این است که شما از قدرت کلماتی که به کار می برید اطلاع دارید. اگر این قدرت را درک کنید زندگی شما روز به روز شادتر خواهد بود و در زندگی تان به شخصی موفق و ثروتمند تبدیل خواهید شد.