nadashtane-hadaf-dar-zendegi

خیلی از مردم زندگی می کنند تا کار کنند و خیلی های دیگر کار می کنند تا زندگی کنند. تفاوت عمده ی این اشخاص مانند این است که در زندگیشان هدفی نداشته باشند و تمام زندگی و عمرشان را به بطالت پشت سر می گذرانند. اشخاص بی هدف تمام عمرشان را بدون اینکه بدانند بابت چه چیزی و چرا زندگی می کنند هدر می دهند.

شاید به جرأت بتوان گفت که تعداد این اشخاص کم هم نیست و شاید تا مرز 100 سالگی هم متوجه ی این نشوند که چه چیز با ارزشی را از دست داده اند. برخی دیگر هم حیران و سرگردان از این شاخه به آن شاخه می پرند، از این کسب و کار به آن کسب و کار نقل مکان می کنند تا شاید یک کار خوب پیدا کنند، شب را به روز می رسانند تا شاید تقی به توقی بخورد و شخصی دست آنها را بگیرد و آنها را از این منجلاب نجات دهد و متأسفانه این دسته از اشخاص هم بدون اینکه بدانند، زندگی را بدون هدف به پایان می رسانند و در نهایت مجبور می شوند برای اهداف دیگران کار کنند.

به طور حتم اشخاصی را دیده اید که شب و روز تلاش می کنند تا به اهدافشان برسند و دست از تلاش هم بر نمی دارند و در مقابل هم به طور حتم و صد در صد اشخاصی وجود دارد که بدون اینکه هدفی داشته باشند شب را به روز می رسانند و امروزشان با فردایشان یکی است و هیچ رشد و پیشرفتی هم در کارشان وجود ندارد.

شاید به جرأت بتوان گفت شانس در زندگی افراد بی هدف حرف اول را می زند. اشخاصی که هیچ هدف گذاری ندارند مطمئناً هم هیچ برنامه و برنامه ریزی خاصی برای زندگی و آینده ی خود ندارد و مطمئن باشید نمی توانند تغییرات بزرگی را هم در زندگی شان به وجود بیاورند. این اشخاص از این موضوع هیچ اطلاعی ندارند که با داشتن هدف و هدف گذاری چنان اعتماد به نفسشان بالا خواهد رفت که به راحتی می توانند به تمام آرزوها و رویاها و اهداف خود دست پیدا کنند.

باورها در زندگی اشخاصی که هدف دارند با اشخاصی که هدف خاصی را دنبال نمی کنند از زمین تا آسمان فرق می کند. افراد موفق و هدف دار، باور ثروت، باور موفقیت، باور خوشبختی، باور آرامش، باور رفاه، باور رسیدن به استقلال مالی و هزاران باور ریز و درشت دیگر را در ذهنشان پرورش می دهند و از آن سو افراد ناموفق باور بدبختی، باور بی پولی، باور فقیر بودن، باور ورشکستگی، باور قربانی بودن و صدها باور دیگر را در خودشان پرورش می دهند.

در این مقاله ی جالب تیم "کافه نیاز" قصد دارد چند تکنیک را به شما بیاموزد تا اگر هدف خاصی را دنبال نمی کنید برای خودتان هدف گذاری کنید تا مجبور نباشید برای تحقق اهداف دیگران کار کنید.

با ما همراه باشید ....

تکنیک اول: یک برگه کاغذ بردارید و شروع به هدف گذاری کنید

hadaf-dar-zendegi

یکی از تکنیک هایی که می تواند شما را دوباره به اوج برساند و از بلاتکلیفی در بیاورد این است که از نو شروع کنید و این کار شدنی نیست مگر اینکه هدف گذاری کنید. برای این کار یک برگه کاغذ بردارید و تمام اهداف ریز و درشت تان را از ابتدا تا انتها با استفاده از تکنیک اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت یادداشت کنید. فقط سعی کنید طوری این اهداف را بنویسید که یک انگیزه و شور و اشتیاق در شما به وجود بیاید که برای تحقق اهدافتان شب ها دیر بخوابید و صبح ها زود بیدار شوید.

فقط یک نکته را فراموش نکنید:

کوچک شروع کنید اما بزرگ فکر کنید

شاید در نگاه اول داشتن اهداف بزرگ خیلی خوب و عالی و فوق العاده باشد اما این نکته را فراموش نکنید که اهداف بزرگ در کنار اهداف کوچک معنی پیدا می کند. این یعنی با رسیدن به اهداف کوتاه مدت و میان مدت به مرور زمان می توانید به اهداف بلند مدت چند ساله ی خودتان برسید و از همه مهمتر با رسیدن به اهداف کوتاه مدت انگیزه و شور و اشتیاق شما برای اینکه به اهداف بلند مدت تان دست پیدا کنید، بیشتر می شود.

رسیدن به اهداف کوتاه مدت خیلی شیرین و دوست داشتنی است و همین مورد کوچک کافی است تا به خودتان ثابت کنید که این لیاقت را دارید که به اهداف بلند مدت تان هم برسید و خودتان را از یکنواخت بودن زندگی روزانه نجات دهید.

اما باز هم یک نکته دیگر را فراموش نکنید:

به طور حتم هر هدفی سر موعد و تاریخی که مشخص کرده اید به سرانجام نخواهد رسید و ممکن است دیر و زود داشته باشد. پس سعی نکنید با نرسیدن به هدفتان در تاریخ مورد نظر ناراحت شوید و انگیزه و شور و اشتیاق تان از بین برود. شما به راحتی می توانید در این طور مواقع تاریخ رسیدن به هدفتان را تغییر دهید و دوباره از نو شروع کنید.

تکنیک دوم: باورتان را نسبت به هر چیز مثبتی تغییر دهید

hadaf-nadashtan

ما بارها و بارها اعلام کردیم که تغییر باورها کاری سخت و دشوار اما ممکن خواهد بود. شاید مقداری زمان ببرد اما ارزش این را دارد که باورتان را به طور مثال در مورد پول و ثروت و افراد ثروتمند تغییر دهید. در اینجا هم یکی از دلیل هایی که باعث می شود که خیلی از افراد به خصوص افراد ناموفق و افراد فقیر به اهدافشان نرسند این است که باورهایی را در خودشان پرورش داده اند که از ابتدا اشتباه بوده است.

به طور مثال افراد فقیر و ناموفق این باور را دارند که افراد ثروتمند اشخاصی دزد و کلاه بردارند و با این باور اشتباه شان توقع دارند که ثروتمند هم بشوند. مطمئن باشید نه با این باور بلکه با هر باور اشتباه دیگری هم نخواهید توانست به ثروت و موفقیت برسید.

تنها راه حل این موضوع این است که این باورهای اشتباه و محدود کننده را شناسایی کنید و به مرور زمان آنها را با باورهای درست و صحیح جایگزین کنید. به طور مثال به جای اینکه افراد ثروتمند را دزد خطاب کنید سعی کنید آنها را تحسین کنید و الگوی خودتان قرار دهید و هر جا شخص ثروتمندی را دیدید تا جای ممکن از وی خوب سخن بگویید مخصوصاً مخصوصاً هنگام صحبت های درونی با خودتان.

صحبت ها و گفتگوهای درونی یکی از دلیل های موفقیت یا شکست یک شخص می تواند باشد و همان جایی است که می تواند باور یک شخص را تشکیل دهد. پس تا جای ممکن با خودتان به صورت کاملاً مثبت صحبت کنید و هرگز حتی به شوخی هم که شده با خودتان به صورت منفی صحبت نکنید.

تکنیک سوم: تجسم خلاق داشته باشید

nadashtane-hadaf

باورها همان طوری که می دانید با تکرار و تکرار تبدیل به باور می شود. به عنوان مثال اگر شما بارها و بارها به خودتان بگویید که من آدم بدشانسی هستم، هیچ کس بدبخت تر از من نیست، من به هر کاری دست بزنم شکست می خورم و این را مدام تکرار کنید به باورتان تبدیل می شود و یک تصویر ذهنی از این موارد در ذهنتان نقش می بندد که شما انسانی ناموفق هستید.

همین منفی صحبت کردن ها و منفی نگری ها کافی است تا در تغییر باورها به مشکل بر بخورید مگر اینکه با استفاده از تصویر سازی ذهنی یا تجسم خلاق خودتان را در وضعیتی ببینید که انگار تمام اهدافتان به واقعیت پیوسته است. اگر بتوانید این مورد را به خوبی اجرا کنید به طور حتم به مرور زمان تمام باورهای اشتباهی که از قبل داشته اید جایش را به باورهای مثبتی می دهد که کارش فقط این است که شما را به موفقیت نزدیک و نزدیک تر کند.

اما اگر نتوانید تصویر سازی ذهنی را به خوبی انجام دهید مطمئناً دست از تلاش کردن بر می دارید و تمام اهدافتان را کنار می گذارید چرا که به خودتان این باور را قبولانده اید که شخصی ناموفق و شکست خورده هستید و دستیابی به هر هدفی برای شما غیر ممکن خواهد بود. اما اگر باورتان این است که با دست خالی هم می توانید به اهدافتان برسید و در تصویر سازی ذهنی هم این را به خودتان ثابت کنید پس حتماً می توانید و همین می شود باور شما.

شاید به جرأت بتوان گفت راه حل از بین بردن این باورهای سمی همین تصویر سازی های ذهنی است که خیلی ها از انجام آن عاجزند. چرا که تصور اینکه الان شخصی ثروتمند و خوشحالند خیلی سخت و در عین حال غیر ممکن است. اما در تصویر سازی ذهنی قدرتمند عمل کنید خیلی سریع تر می توانید این باورها را از بین ببرید.

اگر در واقعیت آن طوری که می خواهید نیستید اما در ذهنتان و در تصاویری که از خودتان در ذهنتان تداعی می کنید می توانید خودتان را شخصی ثروتمند و خوشحال نشان دهید که هیچ مشکلی از نظر مالی ندارید. اگر این مورد را بتوانید با قدرت کامل انجام دهید به طور حتم بعد از مدتی به جایی خواهید رسید که تمام اهدافی که دارید را به واقعیت تبدیل خواهید کرد. فقط کافی است که بخواهید.

تکنیک چهارم: با افراد مثبت اندیش معاشرت و از افراد منفی نگر دوری کنید

این تکنیکی است که خیلی از افراد موفق و ثروتمند از آن استفاده می کنند و تا جایی که می توانند با افراد مثبت نگر و موفق معاشرت و نشست و برخواست می کنند. افراد مثبت نگر به خاطر نوع تفکرشان چنان باورهای قدرتمندی را در ذهنشان پرورش داده اند که هیچ فکر منفی نمی تواند وارد ذهنشان شود و هرگز هم اجازه نمی دهند باورهای سمی و افکار منفی وارد ذهنشان شود.

از آن طرف هم سعی می کنند افراد منفی نگری که شب و روز از زمین و زمان می نالند را از زندگیشان حذف کنند. حذف افراد منفی نگر یکی از بزرگترین کارهایی است که می توانید در راه رسیدن به اهداف، آرزوها و رویاها انجام دهید چرا که افراد منفی نگر به جز نالیدن و بدگویی از زمین و زمان و مقصر جلوه دادن دیگران در نرسیدن به اهدافشان، کار دیگری بلد نیستند.

افراد ناموفق و منفی نگر به این دلیل به رویاها و اهدافشان نمی رسند چون هدفی ندارند وگرنه ذهنشان پر نبود از افکار منفی و باورهای سمی و اشتباه. پس تا جایی که می توانید ارتباط تان را با اینگونه اشخاص یا به صورت کامل قطع کنید و یا تا حدود بسیار زیادی آن را کاهش دهید.

سخن آخر

رسیدن به هر هدفی با قدم های کوچک شروع می شود و شاید کوچک ترین قدم این باشد که به جای حرف زدن، اقدام و عمل را سرلوحه ی کاری خودتان قرار دهید. اگر تا به حال هدف نداشته اید، اگر تا همین الان برای رساندن دیگران به اهدافشان سعی و تلاش می کردید از همین الان سعی کنید برنامه ریزی و هدف گذاری کنید و برای تک تک اهدافتان از همین حالا یک قدم کوچک بردارید. طوری هدف گذاری کنید و به گونه ای زندگی کنید که به خودتان افتخار کنید. طوری زندگی کنید که خدا و مردم هم به شما افتخار کنند.