kharej-shodan-az-dayere-rahati

همیشه گفته اند اگر می خواهید که به چیزهایی که تا به حال نداشته اید برسید پس باید کارهایی انجام دهید که قبلاً انجام نداده اید و این یعنی خارج شدن از دایره ی راحتی یا همان منطقه ی امن. رسیدن به رویاها، آرزوها، اهداف و هر چیزی که تصور می کنید از همین منطقه شروع می شود. اگر بر ترس از این خارج شدن غلبه کردید مطمئناً به هر چیزی که می خواهید می رسید وگرنه همان شخص شکست خورده قدیمی با همان سبک زندگی یکنواخت باقی خواهید ماند.

خارج شدن از این منطقه ی امن یعنی اینکه دوست دارید به سمت موفقیت حرکت کنید و اگر ترس از خارج شدن دارید یعنی از موفق شدن می ترسید. در مسیر موفق شدن باید از این دایره ی راحتی بیرون بیایید تا سکوی پرتابی باشد برای رسیدن به موفقیت ها و اهداف به شرط اینکه بترسید و اقدام کنید. خارج شدن از این منطقه ترسناک است اما بابت شکست هایی که در این راه متحمل می شوید هیچ کسی حتی دنیا به شما پاداش نخواهد داد به شرط آنکه از تمام شکست هایی که می خورید درس بگیرید و تجربه کسب کنید.

موفقیت و شکست در این مسیر پنجاه، پنجاه است اما این احتمال هم وجود که به موفقیت های زیادی دست پیدا کنید ولی این را بدانید موفقیت در پشت همین دیواری است که شما برای خودتان ساخته اید. دیواری از جنس راحتی که خارج شدن از آن متحمل سختی و رنج زیادی است و این یعنی موفقیت در خارج از این منطقه و دایره ی راحتی وجود دارد و متأسفانه چون این موضوع را می دانیم اما باز هم در برابرش مقاومت می کنیم.

تیم "کافه نیاز" مایل است در این مقاله 4 دلیل بیاورد که چرا باید از منطقه ی امن خود خارج شویم و اصلاً چه لزومی دارد که این کار را انجام دهیم.

با ما همراه باشید ....

دلیل اول: بودن در منطقه ی راحتی یعنی تبدیل شدن به فردی معمولی و تنبل

اجازه دهید از همین ابتدای کار مقداری رُک صحبت کنیم: اشخاصی که حاضر نیستند برای رسیدن به اهداف خود سعی و تلاش و کوششی از خودشان به خرج دهند در واقع از ماندن در دایره ی راحتی بدشان که نمی آید هیچ، بلکه خوشحال هم می شوند. در اصل این اشخاص، افرادی کاملاً معمولی هستند که به یک زندگی بخور و نمیر و یکسان و یکنواخت عادت کرده اند و حاضر نیستند برای تحقق اهدافشان یک قدم بردارند.

این زندگی است که خیلی ها به دنبال آن هستند و همین الان هم در همین منطقه ی امن زندگی می کنند و متأسفانه تعدادشان هم کم نیست و شاید به جرأت بتوان گفت این اشخاص جزء همان 97 درصدی هستند که به اصطلاح به اشخاص فقیر نام برده می شوند و تنها لذتشان این است که صبح ها از خواب بیدار شوند و همان کارهای تکراری دیروز را انجام دهند و دوباره فردا روز از نو روزی از نو.

این زندگی روتین و تکراری است که هر روز آنها انجام می دهند بدون اینکه یک کار هیجان انگیز انجام دهند، بدون اینکه از کارشان لذت ببرند، بدون اینکه کارشان مورد علاقه شان باشد و این می شود که این اشخاص تبدیل به ماشینی زنده می شوند که هر روز یک سری کارهای تکراری را انجام می دهند و در اصطلاح تنبل بار می آیند.

در زندگی این اشخاص پیشرفت زیادی دیده نمی شود شاید یک یا دو درجه پیشرفت کنند اما به هر حال برای رسیدن به موفقیت و کسب موفقیت های زیاد باید از دایره ی راحتی خود بیرون بیایند و این بیرون آمدن برابر است با رسیدن به موفقیت و اهداف بزرگ.

دلیل دوم: خارج شدن از دایره ی راحتی یعنی پذیرفتن ریسک کردن

ranje-kharej-shodan-az-dayere-rahati

تمام اشخاصی که جزء 3 درصد افراد ثروتمند دنیا هستند همان هایی هستند که ریسک کردند و گفتند یا می شود یا نمی شود و جالب اینجاست که بارها و بارها شکست خوردند و در آخر به چیزی که می خواستند رسیدند. این نشان می دهد که این اشخاص از دایره ی راحتی خود خارج شدند تا بتوانند ریسک کنند.

بیل گیتس ریسک کرد چون می خواست با ساختن ویندوز دنیا را تکان دهد، استیو جابز از دایره ی راحتی خود خارج شد چون می خواست با ساخت کامپیوتر و ساخت گوشی های اپل دنیا را تحت اختیار خود بگیرد، جف بزوس 5 سال زحمت کشید و خودش را از منطقه ی امن خارج کرد و تلاش کرد تا سایتی را به دنیا معرفی کرد که بزرگترین فروشگاه اینترنتی دنیا محسوب می شود و همه ی اینها و هزاران نمونه ی دیگر در سرتاسر دنیا نشان دهنده ی این هستند که این اشخاص، اشخاصی ریسک پذیرند.

تمام اشخاصی که جزء 3 درصد افراد ثروتمند دنیا هستند پیشرفتشان را مدیون ترک کردن همین منطقه ی امن هستند و سعی کردند با ریسک کردن، خودشان را به دنیا ثابت کنند و ثابت هم کردند و الان نیمی از ثروت دنیا در اختیار همین 3 درصد است. همان هایی که گفتند و عمل کردند و از دایره ی راحتی شان بیرون آمدند.

دلیل سوم: خارج شدن از منطقه ی امن یعنی به دست آوردن تمام اهداف

این عین حقیقت است که تا زمانی که خودتان را به سختی نیندازید نمی توانید به اهدافی که دارید برسید و این مستلزم این است که سختی و رنج خارج شدن از این منطقه ی امن را به جان بخرید. پس تنبل بازی را کنار بگذارید و برای رسیدن به اهدافی که داشته اید از همین الان دست به کار شوید وگرنه مجبورید برای اهداف دیگران کار کنید و از فکر کردن به اهدافی که فقط در ذهن شماست، لذت ببرید.

اما زمانی که تصمیم گرفتید به اهداف خود برسید اولین تصمیم شما این است که یک قدم از این منطقه ی امن خارج شوید و به سمت اهداف خود حرکت کنید. وقتی اولین قدم را برداشتید در این مسیر با مسائل و مشکلات جدیدی روبرو می شوید که نیازمند این است که حتماً توانایی و مهارت خاصی را بلد باشید به خاطر اینکه وارد دنیایی کاملاً ناشناخته شده اید و نیازمند این هستید که توانایی ها و مهارت هایتان را افزایش دهید.

اگر توانستید این مهارت ها و توانایی ها را افزایش دهید به راحتی می توانید به اهداف خود دست پیدا کنید و این یعنی شروع یک فصل جدید از زندگی فقط به شرط اینکه تمام ترس هایی که در این مسیر وجود دارد را از بین ببرید که مبادا شما به ناگاه متوقف شوید و همه چیز تمام شود. برای اینکه بر این ترس ها غلبه کنید سعی کنید با آنها روبرو شوید تا رنج خارج شدن از این منطقه ی امن به مرور زمان کاهش پیدا کند و اهداف به واقعیت نزدیک و نزدیک تر شوند.

دلیل چهارم: خارج شدن از دایره ی راحتی یعنی بالا رفتن انگیزه ها و اعتماد به نفس

تصمیم، تصمیم خیلی سختی است که بخواهید از انسانی که مدت هاست به یک شکل به زندگیش ادامه داده خارج شوید و به انسانی تبدیل شوید که تصمیم گرفته به تمام رویاها و آرزوهایش دست پیدا کند. هرگاه که این تصمیم را گرفتید یعنی به شخصی با انگیزه و با اعتماد به نفس بالا تبدیل شده اید که قصدش این است که رویاها، اهداف، آرزوها و هر چیزی که تصور می کند دست یافتنی تر باشد.

شجاعت می خواهد از این دایره ی راحتی بیرون بیایید، شجاعت می خواهد رویاپردازی کنید، شجاعت می خواهید اهدافی دست یافتنی داشته باشید، شجاعت می خواهد شور و شوق برای رسیدن به اهداف داشته باشید. اگر این شجاعت را پیدا کردید پس به طور حتم انگیزه و اعتماد به نفس لازم را هم پیدا خواهید کرد که یک قدم از دایره ی راحتی بیرون بیایید و به سمتی قدم بردارید که پر از انگیزه و شور و اشتیاق باشد.

پس از همان ابتدا با انگیزه و با اعتماد به نفس کامل قدم بردارید و مطمئن باشید هر قدمی که بر می دارید شما را به اهدافتان نزدیک و نزدیک تر خواهد کرد.

سخن آخر

موفقیت پشت دیواری از جنس انگیزه، اعتماد به نفس و شجاعت پنهان است و زمانی آشکار می شود که بتوانید از دایره ی راحتی و منطقه ی امن خود خارج شوید. این یعنی شما نیازمند این هستید که خطر کنید و ریسک خارج شدن از دایره ی راحتی را به جان بخرید چرا که می خواهید موفقیت را لمس کنید.