shekast-dar-business

خیلی از کسب و کارها بعد از راه اندازی به موفقیت چندانی نمی رسند و شاید به جرأت بتوان گفت که حدود 70 الی 80 درصد کسب و کارها بعد از راه اندازی، تعطیل می شوند و این بزرگترین سودی است که در حق رقبای خود می کنند و شاید این اولین و آخرین شکست این کسب و کارها باشد.

این کسب و کارها با شور و اشتیاق و انگیزه ی فراوان راه اندازی می شوند اما با کوچکترین مشکلی که به وجود می آید تمام انگیزه و هیجان به دست آمده از بین می رود و تازه می فهمند که اینها هیجانات و انگیزه هایی کاذب بوده که بیشتر در مسیر رسیدن به ثروت به وجود آمده است.

در هنگام راه اندازی خیلی از افراد اشتباهاتی را مرتکب می شوند که گریز ناپذیر است و همه چیز به تصمیماتی بستگی دارد که این اشخاص در حین راه اندازی می گیرند. اما نکته ای که قابل ذکر است این است که این اشتباهات در خیلی از موارد به شکست هایی منجر می شود که موقتی است و درس های خوبی را هم می توان از این شکست ها به دست آورد اما در اکثر مواقع هم این شکست ها تا جایی پیش می رود که کسب و کار پیشرفت چندانی نمی کند.

اما در این بین اگر از علت های این شکست ها آگاهی کامل داشته باشید به طبع مدیریت شکست ها و اتفاقات ناگواری که کسب و کارتان را به سمت شکست هدایت می کند، راحت تر خواهد بود. این مدیریت کردن به گونه ای خواهد بود که شما آمادگی کامل در برابر تمام شکست ها و مشکلات پیش رو را خواهید داشت و با خیالی کاملاً آسوده و راحت کسب و کارتان را راه اندازی خواهید کرد.

تیم "کافه نیاز" در این مقاله ی جالب مایل است که با بیان کردن 10 دلیل به شما بیاموزد که چرا برخی از کسب و کارها در کارشان شکست می خورند.

با ما همراه باشید ....

دلیل اول: علاقه نداشتن و عاشق کار نبودن

allaghe-nadashtan-be-business

شاید به جرأت بتوان گفت که مهمترین دلیل اینکه خیلی از کسب و کارها بعد از مدتی به سمت شکست می روند این است که مدیران آنها هیچ علاقه ای به کارشان نشان نمی دهند و در اصل عشقی در راه اندازی وجود نداشته و بیشتر به خاطر اینکه دیگران در آن کار موفق بوده اند راه اندازی شده است. چون تصور می کردند خودشان هم در این کار موفق می شوند.

برای اینکه این موضوع بیشتر برای شما روشن شود اجازه دهید با یک مثال شروع کنیم:

فرض کنید برای مراسم خواستگاری به یک گل فروشی می روید. اگر خودتان نسبت به گل و گیاه و نحوه ی چیدمان آن آشنایی نداشته باشید به طبع از فروشنده کمک می گیرید. اگر فروشنده با حوصله ی فراوان تمام گل ها را برای شما توضیح داد که این گل به چه دردی می خورد و در کجاها استفاده می شود و کدام گل برای مراسم خواستگاری خوب است و در کل اطلاعات خیلی زیادی را در اختیارتان قرار دهد نشان می دهد که این شخص عاشق کارش است و به کارش عشق می ورزد.

اما اگر با فروشنده ای روبرو شوید که خیلی حوصله ی مشتری و حوصله توضیح دادن را ندارد. این شخص نه تنها با مشتری های کمتری روبرو می شود بلکه باعث می شود کسب و کارش پیشرفت چندانی هم نکند. به خاطر اینکه مشتری اگر از فروشنده راضی و خوشنود باشد به طور حتم کسب و کارش را به صورت رایگان و با بازاریابی دهان به دهان به دیگران معرفی می کند و این یعنی رشد و پیشرفت و ترقی و طوری پیشرفت می کند که هیچ شکستی در کارش نخواهد بود و اگر هم شکستی باشد موقتی و گذراست.

دلیل دوم: نداشتن یک مزیت برتری نسبت به محصولات و خدمات رقبا

این دلیل هم یکی از دلیل هایی که است که می تواند شانس شما را در موفقیت کسب و کار تا حد زیادی افزایش دهد. وقتی می خواهید کسب و کارتان را راه اندازی کنید از خودتان بپرسید که چرا می خواهید این کار را انجام دهید، چه محصول یا خدماتی را می توانید به شکلی متفاوت تر به دیگران ارائه دهید، مشتری چرا باید از محصولات و خدمات شما استفاده کند و در کل مشتری چرا باید رقبایتان را ترک کند و از محصولات شما استفاده کند. با جواب دادن به این نمونه سوالات به راحتی می توانید مشتری های بیشتری را به سمت خودتان جذب کنید.

اگر در ایجاد کردن مزیت رقابتی خلاقیت به خرج دهید مطمئن باشید نه تنها می توانید مشتری های بیشتری را جذب کنید بلکه کسب و کارتان با رشد و پیشرفت چشمگیری همراه خواهد بود. برای اینکه یک مزیت رقابتی و برتری ایجاد کنید می توانید از تحلیل رقبا شروع کنید. کسب و کار رقبای خودتان از فیزیکی گرفته تا اینترنتی را مورد بررسی قرار دهید و نقاط ضعف و قدرت آنها را شناسایی و به سود خودتان استفاده کنید.

این کار شاید یک مقدار زمان ببرد اما ارزش این را دارد که به وسیله ی آن بتوانید مشتری های زیادی را به سمت خودتان جذب کنید. جذب مشتری و نگه داشتن آن و ارتباط برقرار کردن با آنها می تواند رمز موفقیت هر کسب و کاری باشد به خصوص اگر یک مزیت رقابتی منحصر به فرد تولید کنید.

دلیل سوم: نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ی راه اندازی کسب و کار

nadashtane-etelaate-dar-business

به طور حتم هر کسب و کاری به یک دانش و اطلاعات کافی نیازمند است تا راه اندازی شود. خیلی از کسب و کار متأسفانه متأسفانه بدون هیچ دانشی راه اندازی می شوند و بعد از مدتی شکست می خورند و میدان را برای دیگر رقبا خالی می کنند.

اگر به کسب و کاری علاقه ی زیادی دارید اما در موردش هیچ اطلاعاتی ندارید تا جای ممکن روی خودتان سرمایه گذاری کنید و هر نوع اطلاعاتی مد نظرتان هست را به دست بیاورید حالا این اطلاعات می خواهد رایگان باشد و یا با پرداخت هزینه و با رفتن بر سر کلاس درس باشد.

این را به خاطر داشته باشید که هر کسب و کاری اگر با اطلاعات کافی راه اندازی شود می تواند یک نقطه ی قوت نسبت به دیگر رقبا در خودش ایجاد کند وگرنه خیلی از کسب و کارها بدون هیچ اطلاعات و دانشی راه اندازی می شوند و بعد از مدتی هم شکست می خورند. تصور نکنید دیگران که در کسب و کارشان موفق شده اند به راحتی اطلاعات و دانش شان را در اختیار شما قرار می دهند. آنها کلی زحمت کشیده اند و خون جگر خورده اند تا به این درجه از موفقیت رسیده اند.

تنها سرمایه گذاری شما روی خودتان فقط پرداخت پول نیست بلکه وقت و زمانی است که می گذارید تا مهارت ها، توانایی ها، اطلاعات و دانش لازم را به دست بیاورید و همین کافی است تا در کسب و کارتان موفق شوید و همه ی این مهارت ها و توانایی ها هم در طول زمان به دست می آید.

دلیل چهارم: کارها را به دیگران واگذار کنید

خیلی ها تصور می کنند وظیفه ی مدیر این است که بر تمام مشکلات و مسائلی که به وجود می آید مدیریت کنند حالا این مشکلات می خواهد در مورد کارمندان باشد و یا هر چیز دیگری. اما این کار اشتباهی است. زمانی که یک کسب و کار را راه اندازی می کنید تصور نکنید تمام مدیریت این مجموعه با شماست. شما آنقدر وقت کافی در اختیار ندارید که بخواهید هر کارمند و یا هر قسمت از مجموعه تان را مدیریت کنید.

احتیاجی نیست ورود و خروج کارمندان، مرخصی ها، غیبت ها، مسائل مالی و خیلی از موارد دیگر را واو به واو و نقطه به نقطه مدیریت کنید. در اصل شما کارهای مهمتری به عنوان مدیر دارید. در این طور مواقع به دیگر کارمندان اعتماد کنید. شما آنها را استخدام کرده اید تا کارهایتان را انجام دهند. قبول مسئولیت از طرف کارمندان باعث می شود احساس مسئولیت پذیری آنها بیشتر شود و این یعنی به جای اینکه کسب و کارتان شکست بخورد روز به روز پیشرفت خواهید کرد، چرا که شما به عنوان مدیر کارهایی را انجام می دهید که از مسئولیت ها و کارهای هر شخص و کارمند دیگری، اهمیت بیشتری دارد.

دلیل پنجم: بدون برنامه حرکت کردن

نداشتن هدف، نداشتن برنامه و نداشتن یک استراتژی مناسب کسب و کارتان را نابود می کند. شما باید بدانید چرا می خواهید این کسب و کار را راه اندازی کنید، هدفتان از این راه اندازی چیست، آیا هدفتان این است که می خواهید به مردم کمک کنید و یا فقط در جهت کسب ثروت قدم برداشته اید و باید بدانید در چند سال آینده در چه جایگاهی قرار دارید.

در این مسیر هر اتفاقی ممکن است بیفتد از شکست تا ورشکستگی و موفقیت. اما اگر با برنامه ریزی، هدف گذاری و استراتژی مناسب پیش بروید می توانید شکست کمتر و موفقیت بیشتری را به دست بیاورید و این نشأت گرفته از داشتن برنامه و هدف مناسب است.

برای این کار می توانید با یک مشاور اهل فن صبحت کنید. اشخاصی که مشاوره ی کسب و کار را بر عهده دارند تا جایی که می توانند تمام اهداف و برنامه ریزی های کسب و کارتان را از روزی که راه اندازی می کنید تا زمانی که به درآمد برسید انجام می دهند.

در اینگونه موارد می توانید با خیال راحت و با یک استراتژی و برنامه ی منظم به سمت موفقیت پیش بروید و این را بدانید هر موفقیتی یک تاوان دارد و در این طور مواقع تاوان این است که هزینه ی مشاوره ی کسب و کار را پرداخت کنید و این به نوعی سرمایه گذاری است نه پرداخت هزینه، چرا که این هزینه ها بعدها به شما بر می گردد.

دلیل ششم: از وضعیت رقابتی بازارتان اطلاعات کافی در اختیار داشته باشید

شما به هر کاری دست بزنید سود و زیان خودش را به همراه خواهد داشت اما باید این را بدانید که آیا محصول یا خدماتی که ارائه می دهید مشتری دارد یا خیر، رقبای شما چه اشخاص یا گروه هایی هستند، چه محصولات و خدماتی را ارائه می دهند، نقاط ضعف و قدرت آنها در چیست. به طور مثال شما  نمی توانید در یک کشور اسلامی پارتی های شبانه راه اندازی کنید و بگویید با این کار می توانم بهترین سودها را نصیب خودم کنم حتی اگر هیچ رقیبی هم نداشته باشید و بهترین شخص در کار خودتان باشید.

اما به طور مثال می توانید یک فروشگاه آنلاین راه اندازی کنید و با ارائه ی محصولات و خدماتی متفاوت مشتریان زیادی را جذب سایت خود کنید و اگر رقیب زیادی هم داشته باشید با کمی صبر و تلاش و تولید محتوا و همچنین کار کردن روی سئو سایت و ارائه ی بهترین محصولات، می توانید به مرور زمان به صفحه ی نخست و اول گوگل نزدیک و نزدیک تر شوید.

قبل از راه اندازی، وضعیت کنونی بازار از محصولات و خدماتی که قرار است ارائه دهید گرفته تا وضعیت رقبا، اطلاعات کسب کنید تا به وسیله این اطلاعات بیشتر بتوانید از شکست فرار کنید و به سمت موفقیت گام بردارید.

دلیل هفتم: برآورده کردن سلیقه های تمام مشتریان

به نظر شما یک سایت مثل دیجی کالا از همان ابتدا همین محصولاتی که الان در حال حاضر دارد را ارائه می داد؟ به نظر شما شرکت ایرانسل یا همراه اول یا رایتل، خدماتی که الان ارائه می داد را از همان روزی که افتتاح شدند به مخاطبین خود ارائه می دادند؟ به نظر شما آیا شرکت BMW یا بنز، از روز افتتاحیه تمام خودروهایی که الان می سازد را به مردم ارائه می دادند؟

هر شرکت یا سازمان و یا هر سایتی، از همان روزی که کارش را شروع می کند تمام محصولات و خدمات را به یک باره نمی تواند در اختیار مشتریان قرار دهد چرا که نمی داند مشتریانش چه سلیقه هایی دارد و در کل توانایی مالی آن چنانی ندارد که بخواهد تمام محصولاتی که در بازار وجود دارد را به یک باره در اختیار خودش داشته باشد و سپس در اختیار مشتریان قرار دهد.

پس شما هم سعی نکنید این کار اشتباه را انجام دهید چرا که خیلی از کسب و کارها به خاطر همین عجله کردن ها و همین اشتباهات، متحمل شکست های بدی می شوند. تا جایی که می توانید با یک یا دو محصول یا خدمات شروع کنید تا بازخوردهای منفی و مثبت مخاطبین و مشتریان خود را دریافت کنید و نسبت به این بازخوردها بتوانید محصولاتی را ارائه دهید. این یعنی به مرور زمان شما می توانید محصولات و خدمات متنوع تر و متفاوت تری را با توجه به سلیقه های مشتریان و مخاطبین ارائه دهید و همین مورد یعنی افزایش مشتری و افزایش فروش.

دلیل هشتم: به خدمت گرفتن افراد نالایق

estekhdam-dar-business

برخی از کسب و کارها هنوز خودشان به پیشرفت چندانی دست پیدا نکرده اند اما از همان روز اول سعی می کنند خودی نشان دهند و افرادی را به خدمت می گیرند که در اصل لیاقتی از خودشان نشان نمی دهند و جالب اینجاست که حقوق های زیادی هم به آنها ارائه می شود. از آن طرف اشخاصی را استخدام می کنیم که در عین اینکه بهترین لیاقت ها را از خودشان نشان می دهند اما کمترین حقوق را هم دریافت می کنند.

این مورد متأسفانه در خیلی از کسب و کارها دیده می شود و به خاطر همین است که خیلی از آنها شکست های بزرگی را متحمل می شوند. اگر قرار بر این است که در کسب و کارتان پیشرفت کنید و به ثروت و شهرت برسید پس تا جایی که می توانید افراد متخصص را برای کارهای مهم استخدام کنید حتی اگر حقوق های زیادی را دریافت کنند و یا اینکه در ابتدای راه اندازی اگر توان مالی ندارید خودتان به تنهایی کار کنید و به مرور زمان می توانید کارمند استخدام کنید نه اینکه بخواهید کارمندانی استخدام کنید که بخواهید به صورت ماهیانه کارهایی انجام دهند که خودتان هم از عهده اش بر می آیید.

دلیل نهم: سعی کنید به مرور زمان رشد کنید

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود برخی از کسب و کارها به سرعت شکست بخورند این است که می خواهند به یک باره رشد کنند و این متأسفانه خیلی به ضررشان تمام می شود. به طور مثال تصور کنید که یک فروشگاه لوازم خانگی در بهترین مکان شهر دارید و چون درآمد خوبی هم دارید مایلید برای کسب موفقیت و رشد و ترقی زیاد، چند فروشگاه دیگر را هم در مناطق دیگر افتتاح کنید.

به همین خاطر به بانک می روید و خودتان را زیر وام و قرض می برید تا بتوانید این کار را انجام دهید اما غافل از اینکه به یک نکته ی مهم توجه نکردید و آن هم این است که هر فروشگاهی نیازمند این است که یک مدیر و یک فروشنده داشته باشد و همه ی اینها مستلزم این است که به آنها حقوق هم پرداخت کنید. چرا که شما به تنهایی نمی توانید همه ی این فروشگاه ها را اداره کنید و بدتر از آن این است که ممکن است یکی از فروشگاه ها و یا همه ی آنها فروش چندانی نداشته باشند و آن موقع شکست بدی را متحمل می شوید و ممکن است حتی نتوانید وام هایتان را پرداخت کنید.

پس اگر قصد دارید به یک باره رشد کنید و به موفقیت های زیادی دست پیدا کنید هرگز این طوری عمل نکنید حتی سایتی مثل سایت آمازون هم که در حال حاضر بزرگترین فروشگاه اینترنتی دنیاست و همه چیز از شیر مرغ تا جان آدمیزاد را به فروش می رساند بعد از چندین سال به این درجه از شهرت، معروفیت و ثروت رسیده است.

دلیل دهم: داشتن شریک هایی که عجول هستند

اگر به دلیل اول برگردید متوجه می شوید که خیلی از اشخاص در کسب و کارشان به این دلیل به موفقیت می رسند که به کاری که انجام می دهند علاقه دارند. علاقه و در کنار آن صبر و تحمل باعث می شود کاری که قرار است در طول چند ماه به شکست بینجامد بعد از چند سال به درآمدی برسد که هفت نسل بعد از خودتان هم از آن نصیب ببرند.

اما در این بین اگر با شخصی عجول که به کارش علاقه ندارد و صبر و تحمل زیادی هم ندارد، شریک باشید مطمئن باشید ضررهایی را متحمل می شوید که بزرگترین آن، ورشکستگی خواهد بود. چرا که شریکتان به اندازه ی شما صبر و تحمل و علاقه ندارد و دوست دارد به یک باره به درآمد برسد و میلیاردر شود. اما همه این را خوب می دانیم که هر کسب و کاری به زمان نیاز دارد تا مشتری جذب کند و در میان رقبا حرفی برای گفتن داشته باشد.

سخن آخر

این 10 نکته ای که بیان شد شاید همه ی مشکلات پیش روی برای راه اندازی کسب و کار نباشد اما به هر حال مهمترین آنها خواهد بود و به هر صورت اگر در کسب و کارتان صبور باشید و صبر و تحمل پیشه کنید به طور حتم به جایی خواهید رسید که هیچ کسب و کاری تا به حال نرسیده و این همان موفقیت است.