sale

همیشه باورهای اشتباه و غلط زیادی در مورد فروش وجود داشته و دارد و شاید به جرأت بتوان گفت که خیلی از اشخاص یا مجموعه هایی که تا به حال به موفقیت های زیادی دست پیدا نکرده اند به خاطر همین باورهای اشتباه است که باعث شده تا نتوانند به فروش های زیادی برسند.

این باورهای اشتباه و غلطی است که بیشتر از ذهن انسان ها نشأت می گیرد و دلیل محکمی است برای اشخاصی که بیشتر مایلند موفق نشدن هایشان را به گردن دیگران بیندازند و در همان دایره ی راحتی خودشان باقی بمانند و هرگز به درآمدهای بالا فکر نمی کنند و از آن سو همین باورها اجازه نمی دهد تا تلاشی در خور تحسین از خودشان نشان دهند.

برای اینکه بتوانید این باورها را تغییر دهید در اصل باید اطلاعاتی قوی در این مورد داشته باشید که چطور باید باورهای صحیح را جایگزین باورهای اشتباه کنید و این مورد یک مقدار به زمان نیاز دارد که باورهای اشتباه را از ذهنتان پاک کنید.

اگر نتوانید این باورها را از خودتان دور کنید در اصل پلی که به سمت موفقیت است را خراب کرده اید به خاطر اینکه به شما اجازه نمی دهد به اهدافتان برسید. اگر به مرور زمان این باورها را پاک کنید شاهد رونق گرفتن فروشتان خواهید بود و دیگر هرگز به این جمله فکر نخواهید کرد که چرا فلانی فروشنده ی فوق العاده ای است یا انگار فلانی مادرزاد فروشنده به دنیا آمده است.

این جمله ای است که خیلی از ما انسان ها یا فروشنده های عادی بیان می کنیم و حالا تیم "کافه نیاز" در این مقاله مایل است شما را با باورهای اشتباهی آشنا کند که با دانستن آنها می توانید با آگاهی و اطلاعات بیشتری به سمت موفقیت در فروش قدم بردارید.

با ما همراه باشید ....

باور اشتباه اول: فروشنده های حرفه ای چون خوب حرف می زنند پس موفق هم هستند

این یکی از باورهای اشتباهی است که در میان مردم و فروشنده های معمولی رواج پیدا کرده و بیشتر به این فکر می کنند که: فلانی چون خیلی خوب حرف میزنه و خوب توضیح میده پس خیلی هم تو کارش موفقه.

شاید قسمت دوم این جمله درست باشد اما قسمت اول این جمله یک باور غلط و اشتباه است. فروشنده های حرفه ای خوب حرف نمی زنند و برعکس آنها خوب گوش می دهند. اولین مورد در فروش محصول این است که به نیازها، خواسته ها و مشکلات مخاطبین و مشتریان گوش دهید بعد با توجه به نیازهای آنها محصولات خودتان را معرفی کنید. فروشنده های حرفه ای از هر دو قسمت به خوبی استفاده می کنند یعنی خوب گوش می گیرند و بعد با توجه به نیازهای مخاطبین محصولات را معرفی می کنند.

باور اشتباه دوم: شناخت محصول مهمتر از شناخت مشتری است

این هم یکی از باورهای اشتباهی است که این روزها گریبان گیر بازاریاب ها و فروشنده ها شده است و بیشتر بر این باورند که باید در درجه ی اول محصول را بیشتر بشناسیم تا بتوانیم آن را به مشتری بفروشیم. شاید در نگاه اول این مورد صحیح باشد ولی اگر قرار بر این است که محصولاتی را بفروشیم که سود بیشتری به دست بیاوریم در اصل باید مشتری خودمان را بیشتر از محصول بشناسیم. شناخت مشتری یعنی شناخت نیازها و مشکلات وی و بر اساس اینها می توان محصولات و خدمات را ارائه داد.

شناخت محصول خیلی مهم است اما زمانی که نیازها و مشکلات مشتری را می دانید به راحتی می توانید با کمترین دردسر محصولی را به وی معرفی کنید که در چند دقیقه بتوانید آن را به وی بفروشید و سود کلانی به دست بیاورید.

این مورد روی ذهن مشتری کار می کند که فلان فروشنده به راحتی می داند چه نیاز دارد و چه نیاز ندارد و دفعات بعد احتیاجی نیست که به صورت حضوری قرار ملاقات بگذارید و با یک تلفن هم می تواند محصولاتش را سفارش دهد و همین مورد کوچک یک تجربه ی بهتری را برای مشتری به ارمغان می آورد.

باور اشتباه سوم: باید محصول خوب و با کیفیتی ارائه بدهم تا نیازی به تبلیغات نداشته باشم

این باور یکی از باورهای فوق العاده اشتباه است. هر چه قدر هم که شما محصولات یا خدمات خوبی ارائه دهید باز هم برای فروش به تبلیغات یا بازاریابی نیازمندید. شرکت پپسی را در نظر بگیرید که در یک سال میلیاردها دلار برای تبلیغات و بازاریابی هزینه می کند و از آن طرف دهها یا صدها برابر نسبت به هزینه ی بازاریابی، محصولاتش را در کل دنیا می فروشد.

هر چه قدر هم که کسب و کار بزرگی داشته باشید اما به اندازه ی شرکت پپسی که معروف و مشهور نیستید. این شرکت می داند که در کل دنیا شناخته شده و محصولات با کیفیتی ارائه می دهد و شاید به جرأت می توان گفت که کمتر کسی را می توان پیدا کرد که این شرکت بین المللی را نشناسد اما باز هم این باور اشتباه را دور می ریزد و شروع به تبلیغات و بازاریابی می کند.

باور اشتباه چهارم: هر چه قدر با مشتری ارتباطی صمیمی داشته باشید، بیشتر هم می فروشید

خب در نگاه اول هم این می تواند درست باشد اما مشتری به خاطر یک ارتباط صمیمی و دوستانه از شما خرید نمی کند و دلیلی هم نمی بیند که خرید کند. شاید این محصول شما به درد وی نخورد. پس این باور اشتباه را دور بریزید که فقط با داشتن یک ارتباط صمیمی و دوستانه می توانید محصولی را بفروشید.

تنها چیزی که اینجا مهم هست این است که شما به عنوان یک فروشنده از چه تکنیک ها و ترفندهایی برای فروش استفاده کنید و چطور بتوانید خریدار و مشتری را مثل موم در دستانتان نگه دارید و خیلی راحت بتوانید محصولتان را به وی بفروشید. در کل این قسمت به توانایی و مهارت فروشنده بر می گردد که بخواهد با تکنیک ها و ترفندهای فروش مشتری را متقاعد کند که از وی خرید کند.

باور اشتباه پنجم: مهمترین دلیل خرید مشتری ها قیمت محصولات است

این هم یک باور اشتباه دیگر است که برخی از فروشنده های معمولی به آن فکر می کنند. قیمت یکی از فاکتورهای خرید برای مشتری است اما اصلی ترین دلیل و مهمترین فاکتور به هیچ عنوان نیست. مشتری نمی خواهد یک محصول بی کیفیت و با قیمت پایین بخرد و بعد از مدتی خراب شود و ضرر هم کند.

به طور مثال اگر قرار است مشتری یک یخچال فریزر با یک برند کاملاً شناخته شده و مشهور که کلی گارانتی و خدمات پس از فروش دارد با قیمت 5 میلیون بخرد بهتر از این است که بخواهد یک یخچال فریزر با یک برند ناشناخته را به قیمت 2 میلیون تومان بخرد و بعد از یک سال خراب شود.

در اینجا مشتری، بیشتر به با ارزش بودن و با کیفیت بودن محصول توجه می کند. شاید تفاوت قیمتی این دو محصول 3 میلیون باشد اما از خدمات پس از فروش و گارانتی و همچنین کیفیت این محصول خیالش تا سال ها راحت خواهد بود و این همان چیزی است که خیلی از فروشنده ها به آن توجهی نمی کنند و باورشان همان قیمت گذاری برای خرید مشتری است.

سخن آخر

برای اینکه به فروش های بالا دست پیدا کنید و برای اینکه در کسب و کارتان به یک فروشنده ی حرفه ای و موفق تبدیل شوید و تضمینی برای فروش های بیشتر باشد، تنها راه ممکن این است که دست از این باورهای اشتباه و غلط بردارید و به جای آن روی مهارت ها و توانایی هایتان کار کنید تا بتوانید رضایت مشتریان را به جا بیاورید و همین راضی بودن مشتری یعنی افزایش فروش.