risk-dar-karafarini

تمام کسب و کارها برای رشد و پیشرفت به ریسک پذیری نیاز مُبرم دارند. شما به هیچ عنوان نمی توانید منتظر این باشید که اوضاع بر وِفق مرادتان شود تا بتوانید کسب و کارتان را راه اندازی کنید. حتی بزرگترین کارآفرینان دنیا هم از این امر مستثنی نیستند و در کنار برنامه ریزی و هدف گذاری که برای راه اندازی کسب و کارشان انجام می دهند مقداری هم ریسک پذیری را چاشنی آن می کنند.

همیشه راه اندازی کسب و کارها با یک ترس و واهمه ی عجیبی همراه بوده است و این امر برای کارآفرینان بزرگ هم به همین شکل بوده است. ولی در این بین با برنامه ریزی دقیق و تحلیل کردن این ریسک که تا چه اندازه می تواند خطرناک و یا زیان آور باشد، اقدام به ریسک کردن می کنند.

شاید یکی از این ترس ها، ترس از شکست باشد که منجر به این می شود که هرگز اقدام و عملی صورت نگیرد. اما هر کارآفرین بزرگی این را می داند که ترس از شکست با شکست خوردن هیچ تفاوتی ندارد و این می شود که کارآفرینان هم می ترسند و هم اقدام می کنند و این همان اصل اول در ریسک کردن است و سعی می کنند از دایره ی راحتی که برای خودشان ساخته اند خارج شوند.

تیم "کافه نیاز" در این مقاله مایل است چند دلیل را بیان کند که چطور می شود که یک کارآفرین با وجود اینکه ترس از شکست خوردن دارد اما باز هم اقدام و عمل می کند و یک شخص ریسک پذیر می شود و در نتیجه به بهترین موفقیت ها هم دست پیدا می کند.

با ما همراه باشید ....

دلیل اول: کارآفرینان در ابتدا بازار موجود را تحلیل می کنند

فرصت ها همیشه مثل ابر و باد در گذرند و اگر شما این فرصت ها را شناسایی نکنید نمی توانید بازار هدفتان را به دست بگیرید. اگر قصدتان این است که یک کارآفرین نمونه و موفق شوید باید بتوانید فرصت های مناسبی که می تواند نیازهای مردم را بر طرف کند شناسایی و سعی در برطرف کردن آنها داشته باشید.

کارآفرینان با تمام ترسی که از ریسک کردن دارند اما زمانی که فرصت ها و نیازهای بازار را می سنجند این قدرت را پیدا می کنند که به شخصی ریسک پذیر تبدیل شوند چرا که می دانند الان فرصت ها در کجا قرار دارد و نیاز مردم در چه چیزهایی قرار دارد و اگر این فرصت ها به خوبی شناسایی نشود به طبع ریسک راه اندازی کسب و کار خیلی سخت تر خواهد بود و خیلی از این ریسک کردن ها مواقعی است که هیچ کدامیک از رقیب ها، هیچ اقدامی برای ریسک کردن نمی کند.

دلیل دوم: ریسک ها همیشه نتایج مثبتی به همراه ندارد

همه ی کارآفرینان این را خوب می دانند که ریسک ها همیشه جواب نمی دهد و در برخی موارد به شکست منتهی می شود اما دلیلی نمی شود که یک شکست مانع این شود که آنها برای رسیدن به جایگاهی که همیشه منتظرش بودند، اقدام و عملی نکنند. برعکس کارآفرینان با ریسکی که می کنند حتی اگر به شکست ختم شود اما باز هم سعی می کنند برای رسیدن به اهدافشان حرکت کنند چون می دانند می توانند از شکست ها پلی بسازند برای رسیدن به اهداف.

اما قائله به اینجا ختم نمی شود و این اشخاص با بررسی و ارزیابی اوضاع اقتصادی و وضعیت مالی و همچنین بازار هدفی که در بین مردم دارند اقدام به ریسک می کنند و با این کارشان سعی دارند دایره ی راحتی شان را برای مدتی ترک کنند تا سختی ها و چالش های جدیدی را تجربه کنند.

لزوماً همیشه اینطور نیست که تمام ریسک ها جواب بدهد حتی اگر درست تصمیم گرفته باشیم اما درصد شکستی که در این طور مواقع دیده می شود نسبت به دیگر مواقع خیلی کمتر خواهد بود و همین درصد کم دلیلی می شود برای اینکه این اشخاص در راه اندازی کسب و کارشان ریسک پذیر باشند.

دلیل سوم: انگیزه باعث می شود راه های جدید را امتحان کنید

یکی دیگر از دلایلی که باعث می شود کارآفرینان برای رشد و پیشرفت همیشه در تکاپو باشند این است که انگیزه کافی در اختیار دارند. وقتی پای انگیزه در میان باشد به طور حتم رسیدن به هر هدفی امکان پذیر خواهد بود و همین می شود که این اشخاص قدرت ریسک کردن را به دست می آورند.

اما یک نکته که باید مد نظر داشته باشید این است که هرگز نباید به یک روش برای رسیدن به هدف متکی بود. سعی کنید ریسک کنید و روش های جدید را امتحان کنید. روش هایی که دیگران با آن به موفقیت ها و اهداف خیلی بزرگی دست پیدا کرده اند. از روش های جدید بازاریابی گرفته تا روش های جدید در فروش محصول.

امتحان کردن روش های قدیمی در اکثر اوقات جوابگوست اما قدرت ریسک پذیری و قدرت رشد و پیشرفت را از شما می گیرد و در برخی موارد هم می تواند شانس رسیدن به اهدافتان را پایین بیاورد. پس سعی کنید ریسک کنید و مسیرها و روش های جدیدی را برای رسیدن به اهدافتان پیدا کنید تا بتوانید بهترین نتیجه ها را هم به دست بیاورید.

دلیل چهارم: انتخاب شریک و همراه، خوب است یا بد؟

شاید این جمله برایتان آشنا باشد: "شریک اگر خوب بود خدا هم برای خودش شریک می گرفت".

این جمله هم صحیح است و هم اشتباه. از این لحاظ صحیح است که خیلی ها حتی بهترین و بزرگترین کارآفرینان دنیا هم با یک همراه و شریک اقدام به راه اندازی کسب و کارشان کردند. حتی اشخاصی مثل بیل گیتس و استیو جابز. اگر همراهی در میان نبود شاید این دو نفر هرگز نمی توانستند به بزرگترین موفقیت ها دست پیدا کنند.

اما این جمله زمانی اشتباه است که خودتان به تنهایی می توانید یک کسب و کار را راه اندازی کنید و احتیاجی نیست که ریسک کنید و یک شریک را انتخاب کنید و در اکثر اوقات اتفاقاتی که بین دو شریک می افتد می تواند شانس رسیدن به موفقیت را برای این اشخاص کمتر از همیشه کند پس هرگز به خودشان اجازه نمی دهند که ریسک کنند و شریک و همراه انتخاب کنند.

دلیل پنجم: ریسک پذیر باشید و برای رسیدن به موفقیت یک همراه داشته باشید

اگر تصمیم گرفتید و ریسک این مورد را پذیرفتید که یک همراه و شریک را برای راه اندازی و موفقیت در کسب و کارتان انتخاب کنید، پس سعی کنید شریکی را مد نظر داشته باشید که به اندازه ی شما انگیزه، شور و اشتیاق سوزان داشته باشد که برای موفقیت و رشد و پیشرفت ریسک پذیر باشد.

اگر اشخاصی با این چند موردی که اعلام کردیم پیدا کردید به طور حتم کار شما به عنوان کارآفرین برای ریسک کردن خیلی راحت تر از قبل خواهد بود و ریسک کردن در این طور مواقع خیلی ساده و سهل و آسان خواهد بود. به خاطر اینکه این همراه یا به اصطلاح شریک به شما کمک خواهد کرد تا بهترین تصمیم ها را در بدترین شرایط بگیرید و هرگاه در مسیر موفقیت به شکست رسیدید باز هم این انگیزه و شور و اشتیاق را داشته باشد که به مسیر موفقیت برگردد. مطمئناً همراه بودن این اشخاص با کارآفرینان می تواند نقطه ی عطفی برای رشد و پیشرفت در هر کسب و کاری باشد.

سخن آخر

کارآفرینان با ریسک هایی که در زندگیشان کرده اند به این نقطه از ثروت و شهرت و محبوبیت رسیده اند. فرار کردن از ریسک ها و در منطقه ی راحتی و امن خودتان ماندن هیچ کاری را درست نمی کند و اگر قصدتان این است که به سرعت پیشرفت کنید باید این ریسک را هم بپذیرید که ریسک پذیر باشید اما به شرط آنکه بهترین ریسک ها را هم در این مسیر انتخاب کنید نه ریسکی باشد که یک مانع و دست انداز موفقیت به حساب بیاید.