ghodrate-talghinhaye-mosbat

همه چیز از گفتگوهای درونی شروع می شود. جایی که تأثیرات خیلی بزرگی روی ذهن و ضمیر و زندگی انسان می گذارد و هر کسی در این دنیا به یک نوعی در حال تغییر است. یک نفر به سمت موفقیت، ثروت، خوشبختی و آرامش حرکت می کند چون خودش این طور خواسته و دیگری به سمت شکست، بدبختی، فلاکت و فقر حرکت می کند و باز هم این شخص خودش اینگونه درخواست کرده است.

درست حدس زدید هر شخصی خودش درخواست کرده که ثروتمند و موفق بشود و یا یک شکست خورده و فقیر بماند و وقتی این تغییرات شروع بشوند اجتناب کردن از آن می تواند سخت و دشوار باشد. همه ی این موفقیت ها و شکست ها به نوع گفتگوی درونی شما با خودتان بر می گردد. وقتی به خودتان می گویید: من دیگه پیر شدم از عهده ی این کار بر نمیام، پس حتماً از عهده ی کاری که به شما محول شده بر نمی آیید.

اما اگر مدام به خودتان بگویید: من حتماً موفق میشم و میدونم که همین الانش هم ثروتمندم، پس حتماً در زندگی تان تغییرات بزرگی را ایجاد خواهید کرد به طوری که دیگران انگشت به دهان بمانند.

در این مقاله تیم "کافه نیاز" قصد دارد به شما بگوید که چطور با تلقین و گفتگوهای درونی می توانید به سمت موفقیت و تغییرات بزرگ حرکت کنید.

با ما همراه باشید ....

نکته اول: هدف اول تلقین، ضمیر ناخودآگاه است

اولین هدفی که هنگام گفتگوهای درونی و تلقین کردن به خودتان مورد حمله قرار می گیرد، ضمیر ناخودآگاه است. ضمیر ناخودآگاه همان ضمیر درونی شماست که تمام شکست ها و موفقیت ها از آنجا شروع می شود و متأسفانه خیلی احمق است به خاطر اینکه همه چیز را باور می کند. هر چه به خوردش بدهید باور می کند اما با وجود همین احمق بودنش فوق العاده قدرتمند است. طوری که طبق فرموده خدا در قرآن تمام کائنات و هر چیزی که شما تصورش را می کنید بر پایه همین تصورات ذهنی و درونی شماست.

وقتی مدام به خودتان می گویید: من میدونم که فردا تو امتحانم نمره خوبی نمیارم چون همیشه بد شانسم، و این جمله را بارها و بارها تکرار می کنید مطمئن باشید ضمیر ناخودآگاه تان این جمله را به مثابه ی یک دستور قبول می کند و مدام به شما می گوید: تو خیلی بد شانسی، تو هیچ وقت هیچی نبودی و نمیشی، تو فردا امتحانت رو خراب می کنی، همه از تو بهترن، تو بی عرضه ای، تو لیاقت بهترین ها رو نداری.

در اصل شما نمیخواستید امتحان تان را خراب کنید اما با جملاتی که به خودتان می گویید این ضمیر احمق اما فوق العاده قدرتمند تمام کائنات را بسیج می کند تا چیزی را که درخواست کردید برای شما فراهم کند حتی اگر واقعاً آن را نمی خواستید و این تنها کاری است که از عهده ی این ضمیر بر می آید و در اصل این ضمیر هر چیزی را که شما بگویید اجرا می کند خواه مثبت باشد و خواه منفی.

این مورد زمانی خودش را نشان می دهد که شخصی به شما بگوید: من مطمئنم تو به چیزی که می خوای میرسی و موفق میشی، اما زمانی که به باورها و مکالمات درونی خودتان نگاه می کنید می بینید درون شما از چیزی که تصور می کنید منفی تر است و شاید هزاران شخص مثبت اندیش هم نتواند این نوع نگاه تان را نسبت به مسائل درست کند و تنها خودتان می توانید با استفاده از تلقین های مثبت و رگباری مسیر موفقیت را هموارتر کنید.

نکته دوم: هر نوع تلقینی که داشته باشید به فرزندانتان هم منتقل می شود

در یک جعبه ی سیب وقتی یکی از سیب ها خراب می شود و می گندد به مرور زمان دیگر سیب ها هم خراب می شوند و از بین می روند و این یعنی شما هر نوع تلقینی داشته باشید به مرور زمان ذهن، روح، روان و تمام جسمتان را فرا می گیرد و کم کم به دیگران هم این نوع افکار را انتقال می دهید.

وقتی از زمان بچگی مدام به شما گفته باشند: تو هیچ وقت هیچی نمیشی، تو نمیتوی این کار رو انجام بدی، تو بلد نیستی میزنی همه چی رو خراب می کنی، بیا پایین از اون بالا میوفتی و میمیری. این جملات مثل یک نوار ضبط مدام در ذهن شما تکرار می شود که من نمیتونم، من بلد نیستم این کار رو انجام بدم، من خیلی خنگ و نفهمم، من خیلی کودنم.

این تلقین ها در ضمیر ناخودآگاه تان رخنه می کند و تا بزرگسالی و هنگام مُردن هم شما را رها نمی کند و به یک باور و عقیده قلبی تبدیل می شود و همین باعث می شود تا متأسفانه همین نوع افکار و تلقین ها را به فرزندان خودتان هم منتقل می کنید و همین می شود که فرزندانتان هم از نظر فکری ضعیف بار می آیند.

همه ی ما یاد گرفتیم به بچه هایی که زیاد پول خرج می کنند می گوییم بچه پولدار که در اصل پدرهای همین بچه پولدارها به ما روش درست زندگی کردن و پول خرج کردن را نشان می دهند. خدا آنقدر ثروتمند است که اگر تمام مردم دنیا را ثروتمند کند یک ذره از ثروتش کم نمی شود و متأسفانه این ما هستیم که خودمان را در پشت دیوار قناعت قایم کرده ایم و می گوییم: خدا و قرآن و اسلام گفته قناعت کنید.

این درست است که خدا و قرآن و اسلام گفته قناعت کنید اما هرگز نگفته افکار منفی داشته باشید و دنبال اهدافتان نروید. خدا نگفته فقیر زندگی کنید و به خانواده و فرزندانتان هم شیوه ی فقیر بودن را بیاموزید. خدا نگفته باور فقیر بودن را به فرزندانتان یاد بدهید و از همه مهمتر خدا نگفته افکار و تلقین هایی که در ذهنتان قرار دارد را به دیگران حتی به فرزندانتان که هیچ چیزی از تلقین و قدرتش نمی دانند یاد بدهید.

شاید ناخواسته این کار را انجام می دهید اما اگر از همین الان متوجه این موضوع شدید پس سعی کنید از تکرار تلقین هایی که به فرزندانتان منتقل می شود خودداری کنید و به جای آن سعی کنید از جملاتی استفاده کنید که بار انرژی مثبتی دارند و بارها و بارها آن را تکرار کنید که فرزندانتان بیاموزند که چطور مثبت اندیش بار بیایند.

نکته سوم: سلامتی شما در گرو داشتن تلقین ها و افکار مثبت است

شاید باور این موضوع برای شما سخت و دشوار باشد اما واقعاً سلامتی جسم و روح تان در گرو داشتن افکار و تلقین های مثبت است. در برخی موارد دیده شده که تکرار یک تلقین می تواند دیگران را به کام مرگ بکشاند و این نشان از قدرت این تلقین را می رساند.

به طور مثال اگر دیده باشید برخی اشخاص به صورت ناخودآگاه این جمله را تکرار می کنند: امروز خیلی حالم خوب نیست فکر می کنم سرم داره درد میگیره. این اشخاص اینقدر این جمله را در درونشان تکرار می کنند که به یک باره یک درد در جایی که مدام تکرار کردند احساس می کنند و شاید جالب باشد بدانید خیلی از مریضی ها که مدام ما را به سمت مطلب دکتر می کشاند فقط تلقینی است.

ما به خودمان تلقین می کنیم که مریض هستیم و حتماً باید دکتر ما را ببینید و وقتی دکتر یک دارو می نویسد ضمیر ناخودآگاهمان به ما می گوید: این دارو میتونه منو خوب کنه و جالب اینجاست که با چند بار استفاده خوب هم می شویم فقط به خاطر اینکه تلقین که کرده ایم که این دارو میتونه ما رو خوب کنه. اگر به خودتان تلقین نکنید مطمئن باشید خیلی از دکترها از کار بیکار می شوند و مطلب هایشان از مریض خالی خواهد بود.

سخن آخر

تکرار یک تلقین می تواند قدرت آن را زیادتر کند. پس اگر تا به حال از قدرت تلقین های منفی خبر نداشته اید سعی کنید با مطالعه ی این مقاله از قدرت تلقین های مثبت به سود خودتان استفاده کنید.